هفت قدم تا خدا (قدم اول: خود شناسی)
قدم اول: خود شناسی
من را بشناسید!
اگر حافظه ات درست کار کند و سرت به حساب باشد، حتماً به یاد می آوری که کسانی گفته اند اولین قدم رسیدن به خدا، شناخت خود است.
اگر حواست جمع باشد و سرت به حساب، حتماً می فهمی که رسیدن به خدا راهی جز شناختن “راه” ندارد.
اگر دلت قرار داشته باشد و سرت به حساب باشد؛ حتماً می دانی بدون آنکه خودت را بشناسی و توانایی ها و ضعف هایت را کشف کنی، هرگز به خدا نمی رسی؛ چون قرار است تو به خدا برسی نه کس دیگری!
اگر گوش هایت بشنود و سرت به حساب باشد، حتماً این نیز در مغزت فرو می رود که برای خودشناسی باید دو چیز را بفهمی: خودت را و قَدرت را.
اگر دَرست را دُرست خوانده باشی و سرت به حساب باشد، حتماً این شعر را از کتابهای درسی ات به یاد داری که: ز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود … اگر جوابش را فهمیدی، خودشناسی کرده ای.
اگر مغزت را به کار بگیری و سرت به حساب باشد، حتماً می دانی که استعدادها و توانایی هایت با دیگران متفاوت است و تکلیفت نیز بر حساب همین ظرفیتی است که داری. یعنی خدا می خواهد با سرعتی در راهش قدم برداری که می توانی. نه کمتر و نه بیشتر. اگر این را فهمیدی، قَدرت را فهمیده ای.
اگر حوصله ات هنوز سر نرفته باشد و سرت به حساب باشد، حتماً تا به حال فهمیده ای که معرفت نفس، یعنی خودت و قَدرت را بشناسی و براساس آن برای راه زندگی ات برنامه ریزی کنی. تا نه با توقعات بی جا خودکشی کنی و نه با تنبلی و کم کاری خودت را حیف نمایی.
اگر سرت به حساب باشد، وتنها سرت به حساب باشد؛ می فهمی که بدون خودشناسی، معطلی. چراکه:
کسی که قدر خود را نشناسد، هلاک می شود.



پاسخ دهید