رساله ی قطبیّه
یکی از سؤالاتی که معمولاً به ذهن همه افراد می رسد این است که مسلمانان در مناطق قطبی – که شش ماه از سال در آن روز و شش ماه شب است – چگونه اعمال دینی خود، همچون نماز و روزه را به جای می آورند ؟
کتاب زیر که حاصل تلاش حضرت آیت الله ادیب اصفهانی است در سه فصل به بررسی این موضوع پرداخته است. قابل ذکر است که اصل این کتاب به زبان عربی بوده و توسط این جانب به زبان فارسی ترجمه شده است. علاوه بر این ترجمه انگلیسی آن نیز موجود می باشد.
این کتاب در سه قسمت خدمت علاقه مندان به مباحث دینی ارائه می شود.
——————-متن کتاب-——————-
بسم الله الرحمن الرحیم
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی والصلوه علی محمدواله الطاهرین
این کتاب مختصری است درباره سرزمینهای مهم قاره های آسیا واروپا وآمریکا که در نیم کره شمالی زمین واقع شده اند و میلیونها نفر من جمله بسیاری از مسلمین، در این مناطق ساکن هستند ؛یا مسلمانانی وجود دارند که به این مناطق مسافرت می کنند. این مناطق به این خاطر توضیح داده شده اندکه در اکثر آنها، در مدتی از بهار و تابستان ، شفق1 وفلق2 به یکدیگر متصل می شوند و اول وقت نماز صبح وزمان آغاز روزه مشخص نیست.
بعضی از این مناطق دربهار وتابستان روزهای دائمی دارند ؛ به این صورت که خورشید بالای افق دور می زند وهرگز غروب نمی کند. علاوه بر این در این مناطق ، در پائیز و زمستان شب دائمی است و روزی وجود ندارد. زیرا در این فصل خورشید زیر افق می گردد وهرگز طلوع نمی کند. بنابراین دراین مناطق وقت نمازهای یومیه و روزه مشخص نیست.
ما مطلب بالا را در 3 فصل بیان می کنیم :
فصل اول : توضیح مختصری درباره تعین اوقات شرعی در این مناطق
فصل دوم : تعین اوقات شرعی این مناطق با استدلال به آیات و روایات و قواعد فقهی
فصل سوم : درباره برخی از قواعد علم هیئت3 و جغرافیا برای توضیح مطالب فوق …
فصل اول :
سوال: در سرزمینهایی که بین مدار 33/48عرض شمالی ومدار قطب شمال یعنی مدار33/66 قرار دارند ، درطرف شمال ، در مدتی از اواخر بهار واوایل تابستان ، شفق وفلق به یکدیگرمتصل شده ، شب به تمامی از بین می رود وخورشید طلوع نمی کند. در این صورت زمان نمازهای یومیه وآغاز روزه چه موقع است؟
پاسخ : اول وقت نماز صبح ، نیمه شب است. نیمه شب در این مناطق ، زمان گذشتن خورشید از طرف شمال دایره نصف النهار است. طول شب در اول این زمان (اول بهار)5/9 ساعت است وبه تدریج کوتاه می شود. پس اول وقت نماز صبح، نصف این زمان یا همان ساعت 12 خواهد بود. شرح این مطلب مستدلا خواهد آمد.
سوال: سرزمینهایی که در مناطق یخبندان قطبی واقع شده اند وعرض جغرافیایی آنها بیشتر از33/66 است؛ در مدتی از بهار وتابستان روزدائمی دارند، و شب در این مناطق از بین می رود. زیرا خورشید بالای افق بصورت گردشی در حرکت است و طلوع وغروب ندارد. در این صورت وقت نمازهای یومیه وامساک و افطار روزه چه موقع است؟
پاسخ : خورشید در این زمانها دوبار از دایره نصف النهار می گذرد. یک بار در طرف شمال با کمترین ارتفاع و یک بار در طرف جنوب با بیشترین ارتفاع. مثل بقیه سرزمینها ، گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی، یعنی ساعت 12، اول وقت نماز ظهر و عصر و گذشتن از نصف النهار شمالی،یعنی ساعت24، اول وقت نماز صبح است. این زمان به مقدار به جا آوردن نماز صبح بنابر شرایط و به حسب حال مکلف ادامه دارد. وقت نماز مغرب و عشاء قبل از زوال شمالی4، به مقدار به جا آوردن فریضه مغرب وعشاء به حسب حال مکلف می باشد .آخر وقت نماز ظهر وعصر، تا قبل از آغاز زمان نماز مغرب وعشاء می باشد .
سوال: در این سرزمینها پیش از آنکه روز دائمی شود ،در چند روز ، طلوع و غروب خورشید به یکدیگر متصل می شوند تا اینکه جدا شده و ظلمت شب آغاز گردد. دراین حالت وقت نمازهای روزانه و زمان آغاز روزه چه موقع است؟
پاسخ : اول وقت نماز صبح ، گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی است5 که ساعت 24 می باشد و اول وقت نماز ظهر و عصر ، گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی6 است که ساعت 12 می باشد. آخر وقت این نماز ، غروب خورشید است. اول وقت نماز مغرب وعشاء ، زوال حمره مشرقیه7 است. البته در صورتی که موجود باشد. همانگونه که در بعضی از اوقات موجود است. اما اگر حمره مشرقیه موجود نبوده و هوا روشن باشد ، وقت نماز مغرب وعشاء ، قبل از گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی(یعنی ساعت24) به مقدار به جا آوردن این فریضه می باشد.
اما حکم روزه: چون روزه باید از فجر تا شب باشد وموقع فجر قبل از اتصال شفق و فلق است ، طول زمان امساک و افطار به مقدارآخرین زمانی است که روز وشب موجود است. بنابراین مقدار امساک دراین حالت 19 ساعت یا کمی بیشتراست که پس از گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی آغاز می شود و مقدار افطار 5 ساعت یا کمی کمتراست که با گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی ، تمام می شود. پس از از بین رفتن شب وکامل شدن روز ، حکم امساک وافطار به همین دو مقدار باقی است تا اینکه شب دو مرتبه بازگردد.
سوال : در این سرزمینها در مدتی از اواخر پائیز و اوائل زمستان(کم و زیادی این مدت به حسب اختلاف عرض است) شب دائمی است و روزیوجود ندارد ؛ زیرا خورشید طلوع نکرده و زیر افق می چرخد. در این حالت زمان نمازهای یومیه و امساک و افطارروزه چگونه است؟
پاسخ : این سرزمینها بر دو گونه است:
الف: سرزمینهایی که عرض آنها بین مدار قطب شمال ومدار 33/84 قرار دارد. در این مناطق ، در این فصول زمانی که خورشید از طرف مشرق طلوع می کند، نور باقی است تا زمانیکه خورشید به طرف مغرب متمایل شده و غروب نماید . چنین چیزی در این سرزمینها به منزله روز است. بیشترین نور در وسط روز و زمانی است که خورشید از نصف النهار جنوبی می گذرد(ساعت12). بنابراین اول وقت نماز صبح ، موقع طلوع فجر و آخر وقت آن ، موقع گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی است ؛ که البته اول وقت نماز صبح و عصر هم می باشد . آخر وقت نماز ظهروعصر ،زوال حمره مشرقیه است. اگر چنین چیزی موجود باشد والا طول زمان فریضه ظهر و عصر به مقدار انجام این فریضه به حسب حال مکلف ،از اول وقت می باشد. اول وقت مغرب وعشاء ،بعد ازنماز ظهر و عصر است- بنابر دو فرض فوق- و آخر آن گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی است(ساعت 24) که به منزله نیمه شب می باشد.
ب : سرزمینهایی که بالا تر از مدار33/84 و در نزدیکی قطب شمال واقع اند. در این سرزمینها در اواخر پائیز و اوائل زمستان ، شب دائمی است و هوا در تمام طول روز تاریک است وخورشید در مدت کم یا زیادی (به حسب اختلاف عرض) اصلا طلوع نمی کند. در این مناطق زمانی که شب دائمی شد ، وقت نماز صبح ، قبل از گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی به مقدار اداء این فریضه می باشد وبعد از گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی به مقدار اداء فریضه ظهر و عصر ، وقت اداء این دو نماز می باشد. پس از آن موقع نماز مغرب و عشاء است که البته تا زمان گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی ادامه دارد (ساعت 24) برای بدست آوردن این اوقات می توان به ساعت یا ستارگان رجوع کرد.
پس از پایان زمانی که شب دائمی است یعنی زمانیکه خورشید از طرف مشرق طلوع کرد وبه طرف مغرب کشیده شد ؛ حکم اوقات شرعی در این زمانها ، همان چیزی است که در قسمت الف شرح دادیم. حکم این دو قسمت مشروحا و مستدلا در فصل دوم خواهد آمد.
اما حکم روزه دراین دو قسمت:
چون قبل ازدائمی شدن شب ، طول زمان آخرین موقعی که روز بر آن صدق می کند ، نیم ساعت یا کمتر است و روزه باید از فجر تا غروب شرعی باشد ؛ که تقریبا 6ساعت می شود (تقریبا 5ساعت قبل از زوال جنوبی ویک ساعت بعد ازآن) ؛ بعد از دائمی شدن شب هم همین حکم باقی است وبه همین مقدار 6 ساعت باید امساک کرد تا اینکه روز دومرتبه بوجود آید. چرا که این مقدار قدرمتیقنی است که برائت یقینی8حاصل می کند.
سوال : در قطب شمال ، در دو فصل بهار و تابستان ، حرکت خورشید در بالای افق وموازی با آن به صورت گردشی می باشد و در دو فصل پائیز و زمستان ، در زیر افق و موازی با آن در گردش است. بنابراین در ظاهر تمام سال ، بصورت یک شبانه روز در می آید. در چنین مکانی زمان نمازهای پنجگانه وزمان امساک وافطار روزه چه موقع است ؟
پاسخ : چون قطب به خاطر شدت سرما ، محل سکونت کسی نیست ، حکم زمان نماز و روزه برای کسی که به آن محل مسافرت می کند ، حکم ناحیه ای است که از آنجا به قطب آمده است و حکم آن ناحیه هم مفصلا در سوال قبل در قسمت دوم بیان شد .
اگر فرض کنیم در قطب کسی ساکن باشد (مثل کسی که تولد و بلوغش در قطب بوده است) او مخیر است حکم یک طرف را انتخاب نموده و به آن عمل نماید. این شخص لازم است حکم هر طرف را که انتخاب نمود ، دائما به آن عمل نماید.9 شرح این مسائل واستدلال به آنها در مقاله دوم خواهد آمد.
تمامی این سوال ها و جواب آنها در نیمکره جنوبی نیز جاری است. البته به عکس آنچه ذکر شد و ما به خاطراینکه در این مناطق غالبا خشکی یا سرزمینی نیست ، متعرض ذکر آنها نشدیم .
فصل دوم:
بعضی از نزدیکان از مسئله سختی که فقها در کتابهای خود بجز در حد احتمال واشاره متعرض آن نشده اند سوال کردند. البته اشاره نکردن فقها به این مسئله یا بخاطر آن است که در مناطق قطبی در زمان قدیم مسلمانی وجود نداشته و محل عبور مسلمانان هم نبوده است ، لذا محل ابتلا مسلمین نیست و یا به این خاطر است که این مسئله در ایام کوتاهی از بهار و تابستان در بعضی از سرزمینها اتفاق می افتد ، لذا از ذکر آن خودداری کرده اند. آن مسئله این است که در بعضی از سرزمینها که عرض آنها از مدار قطب شمالی(مدار 33/66) بیشتر است، در بهار و تابستان ، روز دائمی شده و شب از بین می رود و خورشید در این مدت اصلا غروب نمی کند ؛ بلکه مسیری گردشی را بصورت مایل طی می کند که در طرف جنوب مرتفع شده ودر طرف شمال به کمترین ارتفاع می رسد . همینطور در اواخر پائیز و اوائل زمستان ، شب در این مناطق دائمی است. چرا که خورشید اصلا طلوع نمی کند بلکه در زیر افق به صورت گردشی حرکت می نماید.
هر چه عرض یک سرزمین بیشتر باشد ، مدت روز دائمی در بهار و تابستان و شب دائمی در پاییز و زمستان بیشتر است . تا آنجا که اگر به نقطه ی شمالی که عرض آن 90 درجه است برسد ، تمام بهار و تابستان روز و تمام پاییز و زمستان شب است و طلوع خورشید اول بهار و غروب آن اول پاییز اتفاق می افتد. بنابراین تمام سال به منزله ی یک شبانه روز است . به این صورت که در اول فروردین قسمتی از خورشید طلوع می کند و در افق حرکتی گردشی دارد. سپس تمام آن ظاهر می شود . همین طور در اول مهر ماه ، قسمتی از خورشید غروب می کند و به همین صورت در افق حرکت می نماید. پس از آن کاملاً غروب می کند .
بنابراین در اوقات نمازهای یومیه و ابتدا و انتهاء امساک و افطار روزه اشکالاتی به وجود می آید .
دلیل ما برای ثابت کردن وقت نماز و روزه برای اهالی این مناطق این است که اصل تکلیف به نماز و روزه بر عهده ی آنان باقی است و نمی توان در مورد ایشان برائت جاری کرد.10 همان طور که توضیح آن مفصلاً خواهد آمد .
اشکال دیگری نیز در سرزمین های بسیار دیگری که عرض آن ها بیش از 33/48 است وجود دارد و آن این است که در مدتی از بهار و تابستان ، در این سرزمین ها ، شفق و فلق به یکدیگر متصل اند و خورشید در این زمان طلوع نمی کند. بنابراین ابتدا زمان نماز صبح در این مناطق چه موقع است ؟ این در حالی است که این مسئله محل ابتلاء بسیاری از کشورهای بزرگی که بین مدار 33/48 و 33/66 واقع اند ، می باشد .
به دلیل این مشکل بعضی از افراد احکام اسلام را مورد طعنه قرار می دهند و می گویند در کتب اسلامی برای اهالی این سرزمین ها تکلیفی وجود ندارد و لذا اسلام از جهت فراگیر بودن احکام کامل نیست . در حالیکه مسلمانان ادعا می کنند دین آنها کاملترین دین و برای تمام افراد بشر است .
آنان زمانی که عده ای از مسلمانان در ماه رمضان در حالی که روزه بودند به این نواحی سفر کردند و برای افطار روزه ی خود منتظر غروب ماندند ، به طعنه های خود در مورد اسلام و نقصان احکام آن اضافه کردند. زیرا می گفتند مسلمانان باید بر روزه ی خود باقی بماندند تا زمانی که ضعف بر آنها غلبه کند و سر انجام ازشدت گرسنگی و تشنگی جان دهند.
تعجب از این است که این طعنه زننده که به احکام اسلام هم آشنایی ندارد ، غافل از آن است که این اشکال در مورد دین خودشان هم وارد است . ( در عمل کردن نصاری به تکالیف روز یکشنبه ) زیرا زمانی که روز دائمی شد و اول طلوع خورشید مثلاً روز شنبه بود و خورشید تا یک یا دو ماه غروب نکرد، روز یکشنبه برای عمل کردن نصاری به تکالیفشان چه موقع است؟
این افراد مانند کسانی هستند که خداوند متعال در آیه 17 سوره مدثر در مورد آنان فرموده :
« إنَّهُ فَکَّرَ و قَدَّرَ ؛ فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّر؛ ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّر؛ ثُمَّ نَظَرَ ؛ ثُمَّ عَبَسَ و بَسَرَ ؛ ثُمَّ أدبَرَ و استَکبَر ؛ فَقالَ إن هذا إلاّ سِحرٌ یُؤثَر»
او اندیشه کرد و مطلب را ادامه داد . مرگ بر او باد ؛ چگونه مطلب را آماده نمود . سپس نگاهی افکند . بعد چهره در هم کشید و عجولانه دست به کار شد . سپس پشت کرد و و تکبر ورزید و سرانجام گفت : این چیزی جز افسون و سحری همچون سحر های پیشینیان نیست . این فقط سخن انسان است .
همینطور در سوره بقره آیه 16 می فرماید :
« مَثَلُهم کَمَثَل الّذی استَوقَدَ ناراً فَلَما أضاءَت ما حَولَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنورِهم و تَرَکَهُم فی ظُلُماتٍ لا یُبصِرون »
آنان همانند کسانی هستند که آتشی افروخته اند. ولی هنگامیکه آتش اطراف آنان را روشن نمود ، خداوند آن را خاموش می کند و در تاریکی وحشتناکی که چشم در آن کار نمی کند ، آن ها را رها می سازد .
جالب است که این افراد اطلاع درستی نیز از احکام اسلام ندارند. زیرا مشهور است که روزه بر عهده ی مسافر نیست و حتی بجز در موارد خاص ، روزه گرفتن برای مسافر حرام است. بنابراین چگونه ممکن است مسلمانانی که به این مناطق مسافرت کرده اند ، روزه دار بوده باشند.
خداوند در سوره بقره آیه 186 می فرماید :
« و إن کُنتُم مَریضاً أو علی سَفَرٍ فَعِدَةٌ مِن أیّامٍ اُخَر »
و آن کسی که در ماه رمضان مریض یا در سفر است ؛ روزهای دیگر را به جای آن روزه بدارد .
علاوه بر آنکه اگر به خاطر گرسنگی و تشنگی برای روزه دار مشکلی بوجود آید ، شکستن روزه برای او جائز ، بلکه در بعضی موارد واجب است . چه رسد به آنکه روزه باعث مرگ روزه دار شود.
خداوند در سوره بقره آیه 285 می فرماید :
« لا یُکُلِّفُ اللهُ نَفساً إلاّ وُسعَها »
خداوند هیچ کس را ، جز به اندازه ی توانائیش مکلف نمی کند .
بنابراین به توفیق خداوند مالک متعال ، این مقاله برای جواب دادن به این اشکال و حل این مشکل تألیف شد . در جواب سوال می گوئیم : دین اسلام یک دین کامل است و شامل وظیفه ی ساکنین تمام سرزمینها از شمال تا جنوب می شود و اختصاص به ناحیه ای خاص یا طائفه ای خاص یا زمانی خاص ندارد . بلکه تمام احکام آن ، برای تمام ماه ها و روزها و همه سرزمین ها و برای جمیع ساکنین نواحی دور و نزدیک ، از خواص و عوام تبیین شده است .
خداوند متعال در سوره سبا آیه 28 می فرماید :
« و ما أرسَلناکَ إلاّ کافَّهً لِلنّاسِ بَشِیراً و نَذیراً و لکِنَّ أکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمون »
و ما تورا جز برای همه ی مردم نفرستادیم تا بشارت دهی و بترسانی ولی بیشتر مردم نمی دانند .
« کافّه » در لغت به معنای جمیع و کل است. همچنین در سوره اعراف آیه 158 می فرماید :
« قُل یا أیُّها النّاسُ إنّی رَسولُ اللهِ إلَیکُم جَمیعاً ، الّذی لَهُ مُلکُ السَّماواتِ و الأرضِ لا إلهَ إلاّ هُوَ یُحیی وَ یُمیتُ فَآمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِه النَّبیِّ الاُمّیِ الَّذی یُومِنُ بِاللهِ وَ کَلِماتِه وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُم تَهتَدُون »
بگوای مردم ! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم. همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست ،معبودی جز او نیست ، زنده می کند و می میراند، پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده اش؛ آن پیامبر درس نخوانده ای که به خدا وکلماتش ایمان دارد و از او پیروی کنید تا هدایت یابید.
این آیه دلالت دارد بر اینکه رسول اکرم صلی الله علیه واله برای همه مردم فرستاده شده است و لذا در ادامه فرموده : وبرای اوست ملکیت آسمانها و زمین. این مطلب اشاره دارد به اینکه متابعت این پیامبر راهی است برای همه مردم به سوی خدای متعا ل. چرا که اوست که ایمان دارد به خداوند و کلماتش، پس هدایت برای همه مردم منحصر است در تبعیت از او.
همچنین اخبار مستفیضه ای 11که در جلد 26 بحار الانوار آمده نیز بر این مطلب دلالت دارد. در صفحه 322 این کتاب از ابن امامه نقل شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند:
« أرسَلتُ إلی النّاسِ کافّه»
من برای همه مردم فرستاده شده ام.
در صفحه 322 از ابن عباس نقل شده که پیامبر اسلام صلی الله علیه واله فرمودند:
« بُعِثتُ إلی الأحمَرِ و الأَسوَد»
من برای هر فرد قرمز وسیاهی مبعوث شده ام . این سخن کنایه است از همه مردم.
در صفحه 316 نیز از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرموده اند:
« إنَّ السَلمانَ و الأباذَرَ رَوَیا عَن رَسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله إنَّهُ قال:
إنَّ اللهَ بَعَثَ کُلَّ نَبیٍّ کانَ قَبلی إلی اُمَّتِه بِلِسانِ قَومِه وَبَعَثَنی إلی کُلِ أسوَدٍ و أحمَر باِلعَرَبیّهَ»
سلمان و اباذر از رسول خدا صلی الله علیه واله روایت کرده اند که فرمودند:
خداوند متعال قبل از من ، پیامبران را برای قوم خود وبه زبان قومشان مبعوث کرد ؛ ولی مرا برای هر سیاه و قرمز به زبان عربی مبعوث فرمود.
در کتاب مناقب صفحه 337 از حضرت رسول صلی الله علیه و اله روایت شده است که فرمودند:
« بُعِثتُ إلی الأحمَرِ وَ الأبیَض»
من برای هر فرد قرمز وسفیدی مبعوث شده ام.
همینطور فرمودند:
« بُعِثتُ إلی الثَّقَلَینِ إلی الجِنِ و الإنسِ»
من برای هر دو گروه ، یعنی برای جن و انس مبعوث شده ام.
در کتاب “تُحفه الأجِلّه فی معرفه القبله” گفته شده که روایت شده است از رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمودند:
« زوی لی الأرض فَأرَیتُ مَشارِقَها وَ مَغارِبَها وَ سَیَبلُغُ اُمَّتی ما زوی مِنها»
پیمودم مشرق ومغرب زمین را ؛ همانا امت من به زودی به آنجایی که من طی کردم خواهند رسید.
این روایت از زمخشری درکتاب فائق نیز روایت شده است.
دین اسلام کاملترین دین است وهیچ موضوعی در آن بدون حکم نیست. در حالیکه شریعتهای قبل اینگونه نبوده اند وچه بسا حکمی از احکام اسلام که مختص به خود آن است ودر ادیان قبل موجود نبوده است به طور مثال در شریعتهای قبل , از احکام ارث که در اسلام وجود دارد ، اثری نیست.در حدیثی از ابا بصیر از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند :
« إنَّ عِندَنا الجامِعَه. قُلتُ : وَ ما الجامِعَه ؟ قال : الجامِعَه صَحیفَهٌ فیها کُلُّ حَلالٍ وَ حَرام وَ کُلُّ ما یَحتاجُ إلیه النّاس ؛ حتی الأرشِ فی الخَدشِ وَ ضَرَبَ بِیَدِه إلَیَّ فَقالَ أتَأذَن یا أبا مُحمد؟ فَقُلتُ جُعِلتُ فِداک ، إنَّما أنا لَک ، فَصَنَعَ ماشِئتَ . فَغَمَذَنی بِیَدِه وَ قالَ حَتی أرشُ هذا»12
امام صادق علیه السلام فرمودند: جامعه نزد ماست. پرسیدم : جامعه چیست؟ فرمودند: جامعه کتابی است که در آن کلیه حرامها وحلالها و آنچه مردم به آن احتیاج دارند ذکرشده است. حتی دیه خدشه ای که به بدن افراد وارد می شود. سپس با دست به من زدند و فرمودند: آیا اجازه می دهی ای ابا محمد؟ عرض کردم : جانم فدایت! بدرستیکه من از آن توام ؛ هر چه می خواهی انجام ده. پس امام با دست خویش مرا گرفتند وفرمودند : حتی دیه این کار.
خداوند متعال در سوره نحل آیه 88 می فرماید :
« وَنَزَّلنا عَلَیکَ الکِتابَ تِبیاناً لِکُلِ شَیئ»
ما قران را بر تو نازل کردیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند.
همینطور اسلام اختصاص به زمان خاصی ندارد وتا اخرین زمان باقی است و نسخ کننده تمام ادیان قبل است .خداوند متعال در سوره احزاب آیه 39 می فرماید:
« ما کانَ مُحَمَدٌ أبا أحَدٍ مِن رِجالِکُم وَ لکِن رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبیّن»
محمد پدر هیچکدام از مردان شما نیست . بلکه او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است .
خاتم به کسر به معنای پایان و آخر است. در سوره توبه آیه 27 و درسوره فتح آیه 28 ودرسوره ممتحنه آیه 8 آمده است :
« هُو الَّذی أرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِ لِیُظهِرَهُ عَلی الدینِ کُلِه »
او خدایی است که رسول خود را با قران و دین حق به عالم فرستاد تا آن را به همه ادیان غالب گرداند
این آیه نیز بر غلبه دین حق بر تمام ادیان دلالت دارد. در حدیث متواتری آمده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله خطاب به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:
« أنتَ مِنّی بِمَنزَلَه هارونَ مِن مُوسی إلاّ إنَّهُ لا نَبِیَّ مِن بَعدی»
تو برای من همچون هارون برای موسی هستی الا اینکه بعد از من پیامبری وجود ندارد.13
و در روایت دیگری آمده است :
« حَلالُ مُحَمَدٍ حَلالٌ إلی یَومِ القِیامَهِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ إلی یَومِ القیامَه»
حلال دین محمد (ص) تا روز قیامت حلال وحرام آن تا روز قیامت حرام است.14
اما جواب سوال در مورد اوقات نماز وروزه در این سرزمینها :
احتمالاتی که در مورد این مطلب متصور است یا بیان شده 5 مورد است:
اول : مکلف در این سرزمینها ، طبق سرزمینهای متعارفی که در وسط کره زمین قرار دارند عمل نماید. همانگونه که تکلیف درشستن صورت در وضو ، برای کسانیکه صورت آنان کوچک یا بزرگ است ویا انگشتان آنها کوچک یا بزرگ است، این است که به کسانی که صورت آنها معمولی است رجوع کنند و به آن مقدار که انگشتهای انسانهای معمولی به اطراف صورت می رسد، صورت خود را بشویند نه به آن مقدار که انگشتهای خودشان می رسد .
این احتمال را نمی توان در این مسئله وارد دانست. چرا که هیچ سرزمینی را نمی توان سرزمینی معمولی فرض کرد و به آن رجوع نمود. زیرا تمام سرزمینهایی که شب و روز دارند ، دراصلِ اختلاف شب وروز در همه سال با یکدیگر مساویند. هر چند اختلاف شب وروز کم یا زیاد باشد. چرا که با زیاد شدن عرض یک سرزمین ، طول روز در تابستان و طول شب در زمستان در آن سرزمین بیشتر می شود . بنابراین سرزمین معمولی وجود ندارد تا به آن رجوع کنیم. علاوه بر اینکه آنچه از دلیل های فقهی معلوم است ، این است که تکالیف اهالی هر سرزمین به حسب افق خودشان است والاّ اختلاف زیادی در عمل به تکالیف بوجود می آید که باعث هرج ومرج می شود .
احتمال دوم : مکلف در این سرزمین ها طبق افق مناطقی که نزیک قطب هستند و دارای شب و روز می باشند عمل نماید. پس زمانی که روز دائمی است ، به سرزمینهایی که شب در آنها مثلا دو ساعت است رجوع می شود وزمانیکه شب دائمی شد، به سرزمینهایی که روز در آنها دو ساعت است رجوع می کنیم .
این احتمال در عمل ، مثل احتمال سوم است - همانطور که در ادامه معلوم خواهد شد - ولی این حکم ، به این بیان ، فاقد دلیل است . زیرا در صورتی که تکلیف مکلفین معلوم باشد ( همانطور که خواهد آمد ) رجوعش به غیر دلیلی ندارد.
احتمال سوم : عمل کردن به قدر متیقن . این احتمال نزد ما احتمال صحیحی است که در آینده به صورت مفصل به آن اشاره خواهیم کرد .
احتمال چهارم : درمورد روزه برائت جاری می کنیم.15 زیرا روزه مشروط است به امساک ازطلوع فجر تا غروب خورشید و چون شب وروز در این مناطق وجود ندارد ، شرط مفقود است و زمانیکه شرط مفقود باشد ، مشروط نیز مفقود خواهد بود. ( مثل عدم وجوب حج در صورت عدم استطاعت ) بنابراین در این مسئله می توان اصل برائت را اجرا نمود .
اما در مورد نمازها : در تمام مدتی که روز است ؛ مکلف موظف است به یکباره همه نمازها را بجا آورد. زیرا تمام این مدت ، همچون یک روز واحد است .
احتمال پنجم : اجرا کردن برائت در مورد نماز و روزه . زیرا شرط نماز وجود اوقات متعارف است که فعلا مفقود است و اگر بخواهیم همانگونه که در احتمال چهارم ذکر شد، تمام مدت روز دائمی را یک روز فرض کنیم ، خلاف متعارف عمل کرده ایم. بنابراین همانگونه که گذشت ، با مفقود بودن شرط ، مشروط نیز که نماز است مفقود می گردد .
برای رد کردن احتمال چهارم می گوئیم : اصل برائت در جایی اجرا می شود که شک در تکلیف ، بعد از به دنبال دلیل گشتن و مایوس شدن از وجود آن باشد . اما شک در مسئله روزه ، شک در مکلفٌ به است. چرا که تکلیف به روزه درتمام سرزمینها ، بوسیله آیات و روایات ثابت شده است . و البته روشن است که روزه مشروط به ماه رمضان است نه به طلوع و غروب خورشید.
خداوند متعال در سوره بقره آیه 188 می فرماید :
«شَهرُ الرَّمَضانَ الّذی اُنزِلَ فیهِ القُران هُدیً لِلنّاسِ و بَیِّناتِ مِن الهُدی وَ الفُرقان فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلیَصُمهُ وَ مَن کانَ مَریضاً أو عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِن أیّامٍ اُخَر »
ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن کریم ، برای هدایت بشر و برای راهنمایی وامتیاز حق از باطل ، نازل شده است. پس هر کس به ماه رمضان برسد ، باید آن ماه را روزه بگیرد وکسی که بیمار شد یا در سفر بود ، به همان اندازه که روزه نگرفته است ، از ماههای دیگر روزه بدارد.
این آیه به وجوب روزه برای هر کسی که ماه رمضان را درک کند دلالت دارد. تحقق هر ماه نیز به رویت هلال آن ماه است که بعد از رسیدن ماه و خورشید به یکدیگر و دور شدن ماه از خورشید به اندازه تقریبی 12 درجه اتفاق می افتد.
ماه در بروج در هر ماه یک دور می زند ، که با چشم قابل دیدن است. دراواخر هر ماه ، خورشید با ماه در یک نقطه جمع می شود. پس از آن زمانی که ماه از خورشید دور شد واز شعاع آن خارج گردید ؛ به صورت هلال رویت می شود.16 همانگونه که خداوند متعال در سوره بقره آیه 188 می فرماید :
« یَسئَلُونَکَ عَنِ الأهِلّه قُل هِی مَواقیتُ لِلنّاسِ »
از تو سبب بدر وهلال ماه را می پرسند ؛ بگو که در آن تعیین اوقات عبادت مردم است .
زیرا هلال ماه برای تعیین وقت تکالیف و احتیاج های دیگر مردم قرار داده شده است.علاوه بر این هلال ماه ملاک اندازه گیری تاریخ و سال است .
روئیت هلال در طول سال 12 مرتبه امکان پذیر است. همانگونه که خداوند متعال در سوره توبه آیه 36 می فرماید :
« إنَّ عِدَّهَ الشُّهُور عِندَ اللهِ إثنا عَشَرَ شَهراً فی کِتابِ اللهِ یَومَ خَلقِ السَّماواتِ و الأرضَ مِنها أربَعَهٌ حُرُمٌ ذلکَ الدّینُ القَیِّمُ فَلا تَظلِموا فیهِنَّ أنفُسَکُم »
همانا تعداد ماهها نزد خداوند ، در کتاب ، 12 ماه است. از آن روزی که خدا آسمانها و زمین را بیافرید و از آن 12 ماه ، 4ماه ، ماههای حرام است . این است دستور دین استوار ومحکم. پس در آن ماهها تعدّی و ستم در حق خود و یکدیگر نکنید .
بنابراین یک سال بنابر این آیه ، 12 ماه است وتقدیم و تأخیر بعضی از ماهها بر بعضی دیگر جایز نیست وتغییر دادن ماهها طبق آیه ظلم است .
همچنین روایات مستفیضه ای داریم که در آن فرمودند :
« صُم لِلرُّویَه وَ أفطِرلِلرُّویَه »
با دیدن هلال ماه روزه بگیر و با دیدن هلال افطار کن. 17
بنابراین ، تکلیف اصلِ روزه در ماه رمضان ، ثابت است و شکی در آن نیست و لذا در این مسئله برائت عقلیه یا نقلیه اجرا نمی شود.18 بلکه شک در مکلفٌ به و محل اجرای اصل احتیاط است .
پس بحث در این است که روزه باید از فجر تا شب باشد. زیرا خداوند متعال در سوره بقره آیه 186 می فرماید:
« وَ أتِمُوا الصِیامَ إلی اللَّیلِ »
پس روزه را به پایان برسانید تا اول شب.
و این در حالی است که در این سرزمین ها ، روز یا شب دائمی است و طلوع خورشیدی برای شروع کردن روزه و غروبی برای تمام کردن آن وجود ندارد. در جواب می گوییم چون تکلیف روزه در هر ماه ثابت است و سرزمین های مختلف تفاوتی در این مسئله نمی کنند ؛ شک در زمان ، شک در مکلفٌ به است و چنین موردی محل احتیاط است . راه عمل به احتیاط ، مفصلاً دربحث اوقات نماز خواهد آمد .
احتمال پنجم نیز باطل است. زیرا شرط کردن شب و روز برای نماز در بعضی از روایات ، شرطی غالبی است و صرفاً به سرزمین هایی که شب و روز در آنها محقق می شود اختصاص دارد. همان گونه که در اکثر مناطق به همین صورت است. لذا این شرط ، شرطی کلی محسوب نمی شود. بلکه شرط کلی و دائمی برای نماز ، حرکت خورشید به اندازه ی یک دور کامل و رسیدن آن به دو نقطه ی شمالی و جنوبی دایره ی نصف النهار است .همان گونه که خداوند متعال در سوره ی اسراء آیه 77 می فرماید :
« أقِمِ الصَلوهَ لِدُ لُوکِ الشَّمسِ إلی غَسَقِ اللَّیلِ وَ قُرآنَ الفَجرِ إنَّ قُرآنَ الفَجرِ کانَ مَشهُودا »
نماز را از اول وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار ؛ و نماز صبح را نیز به جای آور که آن نماز مهمی است و به حقیقت مشهود نظر فرشتگان است .
منظور از ” دلوک الشمس ” گذشتن خورشید از طرف جنوب دایره ی نصف النهار و منظور از ” غسق اللّیل ” گذشتن خورشید از طرف شمال دایره ی نصف النهار است. گذشتن خورشید از طرف جنوب دایره نصف النهار ، در بیشتر سرزمین ها در روز و از بالای افق و از طرف شمال در شب و از پایین افق صورت می گیرد. ولی این دو زوال در تابستان ، در سرزمین هایی که روز در آن ها دائمی است؛ هر دو بالای افق و زمانی که شب در آنها دائمی شد ، هر دو از پایین افق می باشد .
از امام صادق (علیه السلام) روایت شد است که در مورد آیه ” أقِمِ الصَلوه لِدُلُوکِ الشَّمسِ إلی غَسَقِ الَّیلِ وَ قُرآن الفَجر إنَّّ قُرآنَ الفَجرِ کان مَشهُودا ” فرمودند :
« دُلُوکِ الشَّمسِ زَوالُها وَ غَسَقِ اللَّیلِ إنتِصافه وَ قُرآنَ الفَجرِ رَکعَتا الفَجر »19
دلوک الشمس؛ زوال خورشید و غسق اللیل؛ نیمه ی شب و قرآن الفجر؛ دو رکعت نماز صبح است.
وعمر بن حنظله روایت کرده است که از امام صادق (علیه السلام) سوال شد: زوال خورشید را به روز می شناسیم ؛ پس چگونه برای شب نیز زوال آمده ؟ حضرت فرمودند :
« لِلَّیلِ زَوالٌ کَزَوالِ الشَّمسِ . قالَ فَبِأیِّ شَی ءٍ نَعرِفُه ؟ قالَ : بِالنُّجُومِ إذا انحَدَرَت .»20
همچون زوال خورشید در روز، در شب نیز خورشید زوال می کند. سوال شد: به چه چیز این زوال را بشناسیم؟ حضرت فرمودند : به وسیله ی ستارگان؛ زمانی که افول کنند .
منظور این روایت از ستارگانی که افول می کنند ؛ ستارگانی است که اول شب طلوع می نمایند. علاوه بر این، اخبار متواتری وارد شده، که دلالت دارند بر این که وقت نماز ، هنگام زوال و ظهر است.این مطلب را آیه 113 سوره هود تأیید می کند :
« إقِمِ الصَّلوهَ طَرَفَیِ النَّهارَ وَ زُلفاً مِنَ اللَّیلِ »
نماز را در دو طرف روز به پا دارید و نیز در ساعت تاریکی شب .
در این آیه، وقت نمازها، دو طرف روز قرار داده شده و این کنایه از این است که ابتداء وقت نمازها، زوال خورشید است.21
بنابراین، آیات و روایات دلالت دارند بر این که وقت نمازهای چهار گانه ( نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء) اجمالاً از زوال جنوبی تا زوال شمالی است . ابتدای وقت نماز، از کلمه ی ” دُلوکِ الشَّمس ” آیه و انتهاء آن از کلمه ی ” غَسَقِ اللَّیل” گرفته شده است. البته مقید کردن غسق به لیل در آیه ی شریفه ، قیدی غالبی است.22 زیرا معمولاً غسق در شب واقع می شود و وقوع آن در شب، نشانه ای عمومی برای تعیین آن است. همانگونه که در روایت ابن حنظله، نشانه ی نیمه شب، افول ستارگانی که اول شب طلوع می کنند؛ قرار داده شده است .
بنابراین، معیار، گذشتن خورشید از طرف شمالی دایره ی نصف النهار است . حال به هر روشی معین شود. مثلاً بوسیله ساعت یا حرکت ستارگان. این زمان، آخرین فرصت نمازهای اربعه می باشد .
انسانها، یکی ازاین دو زوال را مبدأ ساعت قرار داده اند، زیرا منظم ترین معیاراست. چون مجموع طول دو زوال، در تمام دوران سال، یکسان است و تغییر نمی کند. حتی در مناطقی که شب یا روز دائمی دارند.
همین طور آیه شریفه، یک روز واحد را، فاصله زمانی زوال جنوبی خورشید تا زوال دیگر آن قرار داده است. پس نیمه ی روز، همان نیمه شب، یا گذشتن خورشید از طرف شمال دایره نصف النهار است. البته روایات مستفیضه ای نیز برای تعیین این زوال نقل شده است. سماعه روایت کرده است که به امام صادق علیه السلام عرض کردند :
«جُعِلتُ فِداک مَتی وَقتُ الصَلوهِ فَأقبَلَ یَلتَفِتَ یَمیناً وَ شِمالاً کَأنَّهُ یَطلُبُ شَیئاً. فَلَما رَأیتُ ذلک؛ تَناوَلَت عَوداً فَقُلتُ: هذا تَطلُب؟ قالَ: نَعَم. فَأخَذَ العَودَه فَنَصَبَهُ بِحیالِ الشَّمسِ ثُمَ قالَ : إنَّ الشَّمسَ إذا طَلَعَت کانَ الفِئیُ طَویلاً ثُمَّ لایَزالُ تَنقُص حَتی تَزولَ فَإذا زالَت زادَ فَإذا إستَبَنَت فیه الزیّادَه فَصَلَ الظُهر »23
عرض کردم جانم فدایت! زمان نماز چه موقع است ؟ حضرت به من رو کرده و به چپ و راست نگریستند. مثل آنکه در جستجوی چیزی هستند . من چوبی پیدا کردم و آنرا برداشتم و عرض کردم: این را می طلبید ؟ فرمودند: آری . سپس چوب را گرفته و آنرا در مقابل خورشید (در زمین) فرو کردند . سپس فرمودند : خورشید، زمانیکه طلوع می کند؛ سایه طولانی است. سپس بدون وقفه، سایه کوتاه می شود تا زمانیکه خورشید زوال کند و پس از آن، سایه بلند می شود. زمانیکه بلند شدن سایه را فهمیدی، نماز ظهر را بگذار .
علی ابن حمزه روایت کرده است؛ نزد امام صادق (علیه السلام) بحث زوال خورشید شد. حضرت فرمودند :
“تَأخُذُونَ عُوداً طُولَهُ ثَلاثَه أشبارٍ فَإنَّ زادَ فَهُوَ أبین. فَیَقامُ؛ فَمادامَ تَری الظِلَّ یَنقُص فَلَم تَزِل؛ فَإذا زادَ الظِّل بَعدَ النُقصان فَقَد زالَت “24
چوبی را بردارید که طول آن سه وجب باشد و اگر بلندتر باشد بهتر است . سپس آنرا بر پا دارید . مادامی که سایه را در حال کوتاه شدن می بینید، هنگام زوال نرسیده و زمانیکه سایه پس از کوتاه شدن ، شروع به بلند شده کرد؛ هنگام زوال فرا رسیده است .
شیخ صدوق روایت کرده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
« تِبیانُ زَوالَ الشَّمسِ أن تَأخُذَ عُوداً طُولُهُ ذِراعً وَ أربَع أصابِع فَتَجعَل أربَعَ أصبَعَ فی الأرضِ فَإذا نَقَصَ حَتی تَبلُغَ غایَتُهُ ثُمَّ زادَ فَقَد زالَت الشَّمسُ »25
مشخص شدن زوال خورشید به آن است که چوبی را بردارید که طول آن یک زراع و چهار انگشت باشد. سپس چهار انگشت آنرا در خاک فرو برید. هنگامی که سایه کوتاه شد و به نهایت کوتاهی رسید، سپس بلند شد؛ هنگام زوال است .
در حدیثی آمده رسول خدا (ص) فرمودند :
«آتانی جِبرئیل فَأرانی وَقتَ الظُهر حینَ زالَتِ الشَّمس فَکانَت عَلی حاصِبِه الأیمَن .»26
جبرئیل نزد من آمد و هنگام ظهر را به من نشان داد . و آن زمانی است که خورشید مایل شود. در آن هنگام، خورشید در برابر و وقابل تو است.
این روایت، به این مطلب اشاره دارد که وقت نماز ظهر، گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی است. این زمان به کوتاهترین سایه شناخته می شود که همان ساعت 12 است. گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی، اگر شب موجود باشد؛ با غروب کردن ستارگانی که در اول شب طلوع کرده اند شناخته می شود و اگر شب موجود نباشد؛ نیمه شب، با کوتاهترین ارتفاع خورشید و بلندترین سایه و همچنین ساعت 24 شناخته می شود. همانگونه که در سرزمینهایی که بالاتر از مدار قطب شمال هستند این اتفاق می افتد.
از آنچه که ذکر کردیم مشخص می شود که شک در نماز و روزه، شک در تکلیف نیست تا بتوان قاعده برائت را اجرا نمود. بلکه شک در مکلفٌ به است و باید احتیاط نمود. بنابراین برای تعیین اوقات نماز و روزه می گوییم :
سرزمینهایی که بین خط استوا و نقطه شمالی قرار دارند؛ پنج قسمت اند :
الف ) سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها کمتر از 33/48 است. در این سرزمینها، در مورد وقت نماز و روزه، مشکلی وجود ندارد. زیرا این مناطق در تمام طول سال، دارای شب و روز هستند. هر چند در بعضی از این سرزمینها، در اواخر بهار و اوایل تابستان، روزها بلندتر و در اواخر پائیز و اوایل زمستان، شبهای طولانی تر باشد. مثلاً در عرض 45/16 شب یا روز به 13 ساعت و در عرض 50/30 به 14 ساعت و در عرض 16/44 به 15 ساعت می رسد. ولی وقت نماز و روزه و طلوع و غروب خورشید مرتب است و مشکلی در تعیین آنها نیست .
ب) سرزمینهایی که بین مدار 33/48 و مدار قطب شمال یعنی مدار 33/66 قرار دارند. در این سرزمینها، در مقداری از بهار و تابستان شفق غربی با فلق شرقی (یعنی فجر خورشید ) در شمال به یکدیگر متصل می شوند. بنابراین غروبی برای شفق و طلوعی برای فلق نیست. بلکه آندو به یکدیگر متصل هستند و به صورت یک نور واحد در می آیند. وضوح و خفاء این اتصال نسبت به سرزمینها بر دو نوع است :
نوع اول : سرزمینهایی که عرض آنها بیشتر از 55 درجه است. در این سرزمینها اتصال شفق و فلق واضح است. مثل مناطقی که در زیر ذکر شده است :
|
شهر |
کشور |
عرض شمالی |
مدت اتصال |
جمعیت |
||
|
درجه |
دقیقه |
از |
تا |
|||
|
استکهلم |
سوئد |
59 |
20 |
4 اردیبهشت |
27 مرداد |
804910 |
|
اسلو |
نروژ |
59 |
54 |
2 اردیببهشت |
29 مرداد |
500000 |
|
کپنهاک |
دانمارک |
55 |
43 |
15 اردیبهشت |
16 مرداد |
800000 |
|
مسکو |
روسیه |
55 |
55 |
14 اردیبهشت |
15 مرداد |
6354000 |
|
لنینگراد |
روسیه |
59 |
33 |
5 اردیبهشت |
26 مرداد |
3552000 |
نوع دوم : سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها کمتر از 55 درجه است . در این مناطق، اتصال شفق وفلق مخفی است و در اواخر بهار و اوائل تابستان ؛ در شبهایی که صاف هستند، با دقت کردن، می توان اتصال را دید. مثل سرزمینهای زیر و نواحی اطراف آنها :
|
شهر |
کشور |
عرض شمالی |
مدت اتصال |
جمعیت |
||
|
درجه |
دقیقه |
از |
تا |
|||
|
آمستردام |
هلند |
52 |
23 |
28 اردیبهشت |
3 مرداد |
950000 |
|
بروکسل |
بلژیک |
50 |
48 |
6 خرداد |
25 تیر |
120000 |
|
برلن |
آلمان |
52 |
30 |
27 اردیبهشت |
4 مرداد |
1200000 |
|
پراگ |
چکوسلواکی |
50 |
5 |
10 خرداد |
21 تیر |
1259200 |
|
لندن |
انگلیس |
51 |
31 |
3 خرداد |
29 تیر |
8350000 |
|
گرینویچ |
رصدخانه |
51 |
28 |
2 خرداد |
30 تیر |
|
|
ورشو |
لهستان |
52 |
13 |
28 اردیبهشت |
3 مرداد |
1136000 |
به هر حال درمورد شروع وقت نماز و شروع وقت امساک برای روزه، در این مکانها مشکلاتی وجود دارد. زیرا شروع وقت نماز و روزه در احکام شرع، طلوع خورشید (فجر ) است؛ در حالیکه در این مکانها، طلوعی وجود ندارد .
جواب این سوال این است که شروع زمان نماز و روزه، نیمه شب است. یعنی ساعتی که در آن خورشید به طرف شمالی دایره نصف النهار می رسد.زیرا اولاً روایات دلالت می کنند بر اطلاق فجر به نور شرقی و همینطور اطلاق شفق به نور غربی. زمانی که ایندو به یکدیگر متصل شوند؛ شفق به دایره نصف النهار شمالی منتهی می شود و در این حالت، غربی بودن براین نقطه صدق می کند و فلق نیز از همین مکان آغاز می شود. بنابراین شرقی بودن آن نیز صادق است .
ثانیا : تازمان گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی، به تدریج، نور شفق ضعیف می شود وبه عکس آن، فلق از ابتدا نور ضعیف دارد و به تدریج نور آن زیاد می شود. بنابراین نیمه شب در این مناطق، تاریکترین زمان است. بعد از نیمه شب ، اجمالاً و از روی مسامحه عرفی _که مدار احکام شرعی است_27 میتوان گفت خورشید طلوع کرده است .
ثالثا : اتصال فجر خورشید با فلق، از نقطه شمالی دایره نصف النهار آغاز می شود. این زمان همان نیمه شب است . بعد از اتصال شفق و فلق نیز همین حکم باقی است. این حکم یا به خاطر این است که این مقدار قدرمتیقنِ اول وقت نماز صبح است و نسبت به قبل از آن شک داریم. لذا برای برطرف شدن تکلیف یقینی، به قدر متیقن عمل می کنیم. یا به خاطر این است که کمترین نور در زوال شمالی، عرفاً تاریکترین زمان شب است . بنابراین بای بودن نیمه شب در همان زمان را استصحاب می کنیم. این استصحاب ، نوع دوم از استصحاب کلی است28 که در آن، دو کلی، از لحاظ شدت و ضعف با یکدیگر اختلاف دارند.
3 ) سرزمین هایی که عرض آنها از مدار قطب شمال بیشتر است. یعنی سرزمینهایی که بین مدار 33/66 و 33/84 قرار دارند. این مناطق، قسمتی از سرزمینهای منجمد شمالی هستند که در آنها بنابر عرض جغرافیایی، در مورد وقت نماز و روزه، سه مشکل وجود دارد :
اول : در سرزمینهایی که همچون مناطق ذکر شده در قسمت دوم ، شفق و فلق دو مرتبه در مدتی از بهار و تابستان، به یکدیگر متصل می شوند؛ یک بار قبل از دائمی شدن روز و یک بار پس از آن؛ همان مشکلات قسمت دوم وجود دارد. جواب این مشکل نیز همان جواب قبل است .
دوم: در بعضی از سرزمینهای واقع شده بین مدار 33/66 و مدار 33/84 ، در مدتی از بهار و تابستان، شب از بین رفته و روز دائمی می شود. در این زمانها خورشید غروب نمی کند. بلکه به صورت گردشی، در بالای افق حرکت می کند. در ابتدای این روزها، فقط قسمتی از قرص خورشید در افق غروب می کند و به همین صورت دور می زند و پس از آن، همان قسمت نیز غروب نمی کند. کوتاهی و بلندی این مدت نیز، بنابر اختلاف عرض مناطق است. (همانگونه که در جدول سوم شرح داده ایم) در این زمانها بیشترین ارتفاع خورشید از افق ، هنگام گذشتن از دایره نصف النهار جنوبی و کمترین ارتفاع آن، هنگام گذشتن از نصف النهار شمالی می باشد.
اما جواب : در این شرایط ، اول وقت نماز ظهر و عصر، گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی است. همانگونه که قبلاً به آیات و اخبار پیرامون آن اشاره شد. آخر وقت نماز ظهر و عصر و اول وقت نماز مغرب و عشاء نیز قبل از رسیدن خورشید به دایره نصف النهار شمالی است. به اندازه ای که مکلف بتواند در آن نماز مغرب و عشاء خود را به جا آورد. هنگام نماز صبح نیز بعد از گذشتن خورشید از دایره نصف النهار شمالی، به اندازه ای که مکلف بتواند به حسب حال خود نماز صبحش را به جا آورد.زیرا منظور از “غسق اللیل” در آیه؛ گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی است. همان گونه که در روایت ابن حنظله نیز به آن اشاره شده بود. چرا که زمانی که شب از بین برود؛ طول زمانی که می توان نماز ها را در آن به جا آورد، به این مقدار است که تعین شد. این مقدار از وقت، قدر متیقنی است که موجب برائت یقینی می شود. در مورد غیر از این زمان نیز شک داریم که موجب برائت نمی شود.
فایده مطلب بالا این است که؛ در این زمان، تاریکی ضعیف و نسبی حاکم است. بنابراین همانگونه که در قسمت دوم بیان کردیم؛ می توان استصحاب وقت کرد. همین حکم در سرزمینهای نزدیک به این مناطق که چنین وضعیتی دارند نیز جریان دارد.
درباره حکم روزه در احتمال اول و دوم نیز باید بگوییم: چون بنابر آیه 187 سوره بقره:
« وَ أتِمُوا الصِّیامَ إلی اللَّیل »
پایان دهید روزه را تا هنگام شب؛
شرط روزه این است که از روز تا شب باشد و همین طور بنابر قول خداوند متعال :
« فَکُلُوا وَ اشرَبُوا حَتی یَتَبَیَّنَ لَکُم الخَیطُ الأبیَضُ مِنَ الخَیطِ الأسوَدِ مِنَ الفَجرِ»
بخورید و بیاشامید تا آنکه رشته سپید صبح، از رشته سیاه شب برای شما آشکار گردد.
خوردن و نوشیدن در ماه رمضان، باید از شب تافجر باشد ؛ و به دلیل اینکه آخرین زمانیکه در این مناطق، روز و شب وجود دارد، یکی دو شب قبل از اتصال شفق و فلق است و قبل از اتصال ، زمان آغاز روزه از فجر تا غروب شرعی ( حدود 19ساعت ) و مدت افطار نیز از غروب شرعی تا فجر ( حدود 5 ساعت ) است؛ حکم امساک وافطار به این مقدار، در زمان از بین رفتن شب نیز باقی است؛ تا زمانیکه شب دوباره بازگردد. زیرا این مقدار، قدر متیقنی است که تکلیف را از عهده مکلف برطرف می کند. روزه دار بودن بیشتر از این مقدار نیز برخلاف ادله و موجب حرج و سختی مکلفین است. درحالیکه خداوند متعال می فرماید :
« یُریدُ الله بِکُمُ الیُسرَ وَ لا یُریدُ بَکُمُ العُسرَ »
خداوند راحتی شما را می خواهد نه سختی شما را.29
سوم : در بعضی از سرزمینهای واقع شده بین مدار 33/66 و مدار 33/84 ؛ در مدتی از اواخر پائیز و اوائل زمستان _ بلکه در بعضی مناطق، در بیشتر پائیز وزمستان _ شب دائمی است وخورشید طلوع نمی کند.در این زمانها خورشید به صورت گردشی و پائین تر از افق حرکت می کند. البته درابتدا، فقط قسمتی از قرص خورشید در افق مخفی می شود و به همین صورت دور می زند. اما پس از مدتی تمام آن غروب می کند. هر چه عرض جغرافیایی یک منطقه بیشتر باشد؛ مدت زمان شب دائمی، طولانی تر است. ولی با این وجود ، در این مناطق، نور فجر در بالای افق پیدا می شود. این نور از طرف شرق طلوع می کند و در طرف غرب ، غروب می نماید. این مدت نورانی در این سرزمینها، عرفاً روز محسوب می شود . اشکال در این است که در این سرزمینها زمان نمازهای یومیه و زمان روزه چه موقع است؟
زمانی که خورشید به صورت گردشی، در پائین افق می چرخد؛ رد شدنش از دایره نصف النهار شمالی و جنوبی ثابت و منظم است وبا حرکت ستارگان ( همانگونه که در روایت عمر بن حنظله آمده بود ) یا با ساعت 12 قابل تشخیص است. بنابراین گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی، همان “دلوک شمس” است که به حکم آیه، ابتدای وقت نماز ظهر و عصر می باشد. آخر وقت نماز ظهر و عصر، زوال حمره مشرقیه است در صورتیکه حمره مشرقیه ای وجود داشته باشد. ( همانگونه که در بعضی از این مناطق، در بعضی از ماه ها وجود دارد.) و اگر وجود نداشته باشد؛پایان وقت نماز ظهر و عصر، به اندازه به جا آوردن این دو نماز، به حسب حال مکلف، بعد از شروع شدن وقت است. زیرا این مقدار، قدر متیقنی است که تکلیف را از عهده مکلف ساقط می کند. این حکم، با این مطلب تأیید می شود که آخر وقت نماز ظهر و عصر، در حالت عادی، از بین رفتن حمره مشرقیه است. بنابراین همانگونه که گذشت، این زمان استصحاب می شود.
ابتداء وقت نماز مغرب و عشاء نیز بعد از پایان وقت نماز ظهر و عصر ( بنابر هر دو فرض ) است. پایان وقت این دو نماز نیز رد شدن خورشید از نصف النهار شمالی است؛ که به آن نیمه شب گویند. ( همانگونه که در روایت آمده بود.) آغاز وقت نماز صبح، طلوع فجر است. و انتهاء آن ،گذشتن خورشید ار نصف النهار جنوبی است. زیرا موقعی که شب از بین می رود؛ در این زمان است که خورشید طلوع می کند. علاوه براینکه این مقدار قدرمتیقنی است که تکلیف را برطرف می نماید.
اما حکم روزه: چون آخرین زمانی که قبل از دائمی شدن شب، بقاء روز بر آن صدق می کرد، طول روز نیم ساعت یا کمتر بود؛ و چون مدت امساک، از فجر تا غروب شب است و این زمان در این مناطق، تقریباً شش ساعت است ( پنج ساعت قبل از زوال جنوبی و یک ساعت پس از آن ) در زمانی که شب ازبین رفت؛ حکم روزه به همین مقدارباقی است تا زمانی که روز دومرتبه بازگردد. به خاطر همان دلیلی که در سوال دوم بیان شد. علاوه بر اینکه این مقدار، قدر متیقنی است که تکلیف را از عهده مکلف ساقط می کند. امساک کمتر از این مقدار، یا در زمانی دیگر نیز مورد شک است و نمی تواند تکلیف را ساقط کند.
برای توضیح حکم اوقات شرعی در این مناطق، مثالی ذکر می کنیم: در سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها 70 درجه است؛ در دهم ماه فروردین، طلوع و غروب خورشید به یکدیگر متصل می شوند و هر روز به تدریج، این اتصال واضح تر می گردد. این وضعیت ادامه دارد تا اینکه در 28 اردیبهشت، شب در این مناطق به یک ساعت می رسد. البته شب نورانی است. پس از گذشتن سه روز، همین مقدار از شب نیز از بین می رود. هرچند در ابتدا، فقط مقداری از خورشید، در شب ظاهر است؛ اما پس از مدتی، تمام آن نمایان می گردد و بالای افق به صورت چرخشی حرکت می نماید. سپس ارتفاع خورشید از طرف شمال، تا اول تیر ماه افزایش می یابد؛ اما پس از آن، به تدریج ارتفاعش کم می شود تا اینکه در آخر تیر ماه غروب نماید. البته اتصال طلوع و غروب خورشید تا دهم شهریور ادامه دارد و پس از آن است که از یکدیگر جدا می شوند. بعد از جدا شدن طلوع و غروب خورشید، اختلاف شب و روز ثابت است؛ اما در 28 آبان ماه، روز به یک ساعت می رسد و پس از گذشتن سه روز، روز از بین رفته و شب دائمی می شود. البته در این دوران، نور در طرف جنوب باقی است و تمام شب، نورانی است. این نور تا آخر آذر ماه کم می شود امادوباره زیاد می شود تا اینکه در آخر دی ماه خورشید طلوع نماید. پس از طلوع خورشید نیز اختلاف شب و روز ثابت است؛ تا اینکه دوباره به اول خرداد ماه برسد.
|
شهر |
کشور |
عرض جغرافیایی |
اول اتصال شفق وفلق |
اول روز دائمی
|
اخر رودائمی واول اتصال دوم |
اخر اتصال دوم |
اول شب دائمی |
اخر شب دائمی |
|
یان میرکن |
سیبری |
20/69 |
7 فروردین |
1 خرداد |
31 تیر |
24 شهریور |
1 آذر |
30 دی |
|
ایز به |
سیبری |
69 |
6 فروردین |
4 خرداد |
27 تیر |
23 شهریور |
4 آذر |
27 دی |
|
لوبارنو |
سیبری |
68 |
13 فروردین |
19 خرداد |
12 تیر |
17 شهریور |
19 آذر |
12دی |
|
نیسیتین کلیم |
سیبری |
68 |
10 فروردین |
10 خرداد |
21 تیر |
21 شهریور |
10 آذر |
21 دی |
|
پرستو سرمیک |
سیبری |
20/67 |
21 فروردین |
16 خرداد |
14 تیر |
19 شهریور |
16 آذر |
14 دی |
|
کموس مولتس |
سیبری |
81 |
7 اسفند |
24 فروردین |
7 شهریور |
24 مهر |
24 مهر |
7 اسفند |
|
جزیره اسوال بارد |
آسیا |
78 |
15 اسفند |
2 اردیبهشت |
29 مرداد |
16 مهر |
2 آبان |
28 بهمن |
|
آلتا |
نروژ |
69 |
8 فروردین |
5 خرداد |
24 تیر |
23 شهریور |
5 آذر |
26 دی |
|
ایناری |
فنلاند |
68 |
10 فروردین |
10 خرداد |
21 تیر |
21 شهریور |
10 آذر |
21 دی |
|
نواتا |
آلاسکا |
30/67 |
12 فروردین |
14 خرداد |
16 تیر |
19 شهریور |
14 آذر |
15 دی |
|
جزیره گزنییل |
امریکا |
82 |
5 اسفند |
21 فروردین |
12 شهریور |
25 مهر |
21 مهر |
12 اسفند |
|
گرانت |
امریکا |
84 |
30 بهمن |
15 فروردین |
16 شهریور |
1 آبان |
15 مهر |
16 اسفند |
|
اتابک |
آلاسکا |
71 |
3 فروردین |
25 اردیبهشت |
6 مرداد |
28 شهریور |
25 آبان |
6 بهمن |
|
اوماتاک |
گروئلند |
72 |
1 فروردین |
21 اردیبهشت |
9 مرداد |
31 شهریور |
21 آبان |
9 بهمن |
|
آپریک |
گروئلند |
73 |
28 اسفند |
18 اردیبهشت |
12 مرداد |
3 مهر |
18 آبان |
12 بهمن |
|
کوک |
گروئلند |
74 |
25 اسفند |
14 اردیبهشت |
17 مرداد |
5 مهر |
14 آبان |
17 بهمن |
4) سرزمینها و مناطقی که بین عرض 33/84 و نزدیکی قطب شمال قرار دارند . در این سرزمینها، چهار نوع مشکل وجود دارد که سه مورد آن، در قسمت سوم گذشت. توضیح آن این است که : سرزمینهایی که دقیق در این عرض جغرافیایی قرار دارند؛ اتصال طلوع و غروب خورشید از 27 بهمن ماه شروع شده و تا 14 فروردین ادامه دارد. از این زمان تا 16 شهریور ماه شب از بین می رود و روز دائمی می گردد. پس از آن دومرتبه طلوع و غروب خورشید شروع می شود و اختلاف شب و روز تا 14 مهر ماه ثابت است. سپس روز از بین می رود و شب دائمی می گردد. در این مدت، خورشید پایین تر از افق، به صورت گردشی حرکت می کند. ولی نورش هنگام روز، در طرف جنوب باقی است و به جنوب نصف النهار احاطه دارد . نیمی از مدتی که نور در یک روز دیده می شود ؛ نور در طرف شرق است. این زمان، وقت نماز صبح است. در نیمه دیگر، نور در طرف غرب است. ابتداء زمانی که نور در طرف غرب دیده شود ؛ ابتداء وقت نماز ظهر و عصر است و به مقدار به جا آوردن این فریضه، به حسب حال مکلف، ادامه دارد. زیرا این موقع همان زمان دلوک شمس است و قدر متیقنی است که تکلیف را ساقط می کند. بجز اینکه در زمان و مکانی، حمره مشرقیه به وجود آید که در این صورت، آخر وقت نماز ظهر و عصر، زمان از بین رفتن حمره مشرقیه است. بنابر هر دو فرض، زمان نماز مغرب و عشاء، بعد از پایان وقت نماز ظهر و عصر است. این زمان تا گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی، که به منزله نیمه شب است؛ ادامه دارد. همانگونه که در قسمت سوم گذشت. پس از آن، نورتدریجاً تا 16 اسفند ماه ضعیف می شود. سپس طلوع و غروب خورشید شروع می شود و اختلاف شب و روز تا 14 فروردین ماه ثابت است.
اما اشکال چهارم: زمانیکه عرض جغرافیایی از 33/84 درجه بیشتر شود؛ در اواخر آذر و اوایل دی ماه ، نور جنوبی نیز از بین می رود و هوا در ایامی _ که مقدار آن منوط به عرض جغرافیایی منطقه است _ تاریک مطلق می شود. در این موقعیت در مورد زمان کلیه نماز ها و امساک روزه مشکل به وجود می آید.
در جواب می گوییم: ابتدای وقت نماز ظهر ، هنگام گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی است که در آیه شریفه ” دلوک شمس ” نامیده شده. این زمان، به مقدار به جا آوردن این دو نماز، به حسب حال مکلف ادامه دارد. زیرا این زمان، قبل از دائمی شدن روز، به نماز ظهر و عصر اختصاص داشته و باقی بودن روز به این مقدار، قدر متیقن است . وقت نماز مغرب و عشا نیز از بعد از وقت نماز ظهر و عصر شروع شده و تا گذشتن خورشید از دایره نصف النهار شمالی، که در آیه کریمه ” غسق اللیل ” نامیده شده، ادامه دارد.
وقت نماز صبح هم قبل از گذشتن خورشید از نصف النهار جنوبی، به اندازه به جا آوردن این نماز می باشد. زیرا این مقدار، قدر متیقنی است که تکلیف را ساقط می کند. گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی و جنوبی نیز با حرکت ستارگان یا ساعت قابل تشخیص است. وقت امساک روزه نیز همانگونه است که در فرض سوم، از اشکال سوم بیان شد .
5) رأس قطب شمال: در این نقطه، حرکت خورشید در تمام سال، واقعاً گردشی است. خورشید در فصل بهار و تابستان بالاتر از افق و در فصل پاییز و زمستان پایین تر از آن حرکت می کند. در اول بهار، مقداری از قرص خورشید در افق نمایان می شود و به همین حالت، به صورت گردشی شروع به حرکت می کند. سپس کم کم تمام آن ظاهر می شود و تا اول تیر ماه، از افق، به مقدار میل کلی30 ارتفاع می گیرد. پس از آن به تدریج ارتفاع آن کم می شود؛ تا اینکه به افق می رسد. دراوائل پائیز، مقداری از قرص خورشید مخفی می شود و پس از آن، تمام خورشید غایب می گردد. در این حالت فقط شعاع و نوری از آن باقی می ماند که در بالای افق حرکت می کند. تا 21 آبان ماه، به تدریج نور کم می شود تا اینکه در این زمان، شعاع خورشید نیز ناپدید می شود. از این روز تا دهم بهمن ماه، هوابه صورت کامل تاریک است. سپس نور خورشید مثل فجر نمایان می شود وبالای افق شروع به حرکت می کند و به تدریج زیاد می شود تا اینکه خورشید طلوع کند . تمام سال در این نقطه، به ظاهر یک روز کامل است. در این منطقه، دایره نصف النهار هم فرض نمی شود چرا که قطب محل جمع شدن دایره های نصف النهار است. بنابراین برای تعیین زمان نمازهای روزانه وروزه ها، مشکل بوجود می آید.
در جواب می گوییم: چون این منطقه به خاطر شدت سرما، محل سکونت نیست؛ حکم کسی که به آنجا سفر می کند، حکم منطقه مجاوری است که از آنجا به این محل مسافرت کرده است. حکم آن منطقه هم به تفصیل در قسمت چهارم گذشت. دلیل این حکم این است که حکم اوقات شرعی منطقه مجاور را در مورد این شخص، استصحاب می کنیم. علاوه بر اینکه این مقدار، قدر متیقن است و غیر از آن چیزی نیست تا تکلیف را از عهده مکلف برطرف کند.
اگر فرض کنیم کسی در این منطقه سکونت داشته باشد و از قبل از بلوغ و هنگام تولد در این جا بوده است؛ این شخص ابتدا مخیراست یکی از نواحی اطراف را انتخاب نماید و برای همیشه بر طبق آن عمل کند . هانگونه که حکم آن گذشت و به دلیل آن هم اشاره شد. همه این احکام به این دلیل است که شک در این مورد ، شک دراصل تکلیف نیست تا در مورد آن، حکم به برائت کنیم.
تمام مواردی که بین خط استوا و قطب شمال فرض کردیم و احکام آن را بیان نمودیم؛ به صورت معکوس، در مورد مناطق جنوبی خط استوا تا قطب جنوب ، جریان دارد. به دلیل اینکه این مناطق، معمولاً غیر مسکونی است و احتیاجی به بحث پیرامون انها نیست؛ متعرض ذکر آنها نشدیم.
فصل سوم :
قواعد ریاضی از علم هیأت و جغرافیا، برای توضیح مطلب مطالب فوق
1ـ عالم ماده، از منظومه های شمسی زیادی تشکیل شده که قابل شمارش نیست. تا کنون نه تنها هیچکدام از دانشمندان نتوانسته اند منظومه های شمسی را شمارش کنند؛ بلکه عقیده دارند این منظومه ها غیر متناهی هستند . البته منظور آنها از این سخن، معلوم نبودن تعداد منظومه ها است و الا عدم تناهی در مادیات، محال است .
2ـ هر منظومه، از یک ستاره واحد در مرکز ( مثل خورشید در منظومه شمسی ) وستارگانی که اطراف آن می گردند وبه آنها “سیاره” می گویند؛ تشکیل شده است. این سیارات، به صورت مرتب، در اطراف خورشید قرار گرفته اند. علاوه براین، در منظومه ها ، ستارگانی وجود دارند که اطراف سیارات در حرکت اند و به آنها “قمر” گفته می شود. حرکت قمرها به ترتیب و از طرف مغرب به مشرق است .
3ـ در منظومه ما نیز مثل بقیه منظومه ها ، خورشید به صورت ثابت، در وسط قرار گرفته است و هیچگونه حرکت انتقالی ندارد. بلکه به دور محور خودش، حرکت وضعی می کند. در اطراف خورشید تا کنون 9 ستاره کشف شده که با مدارهای مختلف در حال گردش اند. اسامی آنها به ترتیب نزدیکی به خورشید، به صورت زیر است:
1- عطارد 2- زهره 3- زمین 4- مریخ 5- مشتری 6-زحل 7- اورانوس 8- نپتون 9- پلوتون .
عطارد وزهره، نزدیکترین سیارات به خورشید هستند و هیچ قمری ندارند . زمین بعد از این دو قرار دارد ودارای یک قمر است. طول مدت یک دور حرکت قمر زمین ، یک ماه است. مریخ بعد از زمین واقع شده و دارای دو قمر است : 1) فوبوس که در مدت 7 ساعت و 39 دقیقه حول مریخ می چرخد 2) دیوس که در مدت 30 ساعت و 18 دقیقه یک دور کامل می زند. مشتری بعد از مریخ واقع است ودارای 11 قمر است. پس از آن زحل است که 9 قمر دارد. اورانوس بعد از زحل است ودارای 4 قمر می باشد. نپتون سیاره بعدی است ویک قمر دارد و پلاتون سیاره آخر است که تا کنون برای آن، قمری کشف نشده است .
4- برای زمین، دو نوع حرکت وجود دارد :
الف- حرکت وضعی- چرخشی، حول محور خودش. این حرکت در هر شبانه روز، یک مرتبه به صورت متوالی و از سمت مغرب به مشرق صورت می گیرد . البته در ظاهر به نظر می رسد زمین ساکن است و این خورشید و ماه و ستاره ها هستند که طلوع و غروب می کنند و به دور زمین از طرف مشرق به مغرب در حرکت اند.
ب- حرکت انتقالی: زمین در هر سال به صورت منظم، یک بار به دور خورشید می چرخد . البته در ظاهر به نظر می رسد زمین ثابت است و در هر سال شمسی، خورشید یک بار به دور زمین می چرخد.
5- محور عالم، خط مستقیمی است که از مرکز زمین می گذرد و به دو طرف عالم منتهی می شود. به صورتی که در نظر ما تمام ستارگان و قمرها و خورشید، در هر روز وشب، یک بار به دور آن می چرخند . رأس این محور در طرف شمال ، قطب شمال و در طرف جنوب ، قطب جنوب است .
دایره بزرگی که به وسیله حرکت ستارگان در محور خودشان ایجاد می شود؛ در آسمان، به نام “معدل” یا “استوای آسمانی” شناخته می شود. این خط بر روی کره زمین، استوا نام دارد. در تمام نقاط، فاصله خط استوا از دو قطب، مساوی و معادل 90درجه است.
دایره های کوچکتری که در دو طرف خط استوا و به موازات آن قرار دارند، اگر در آسمان باشد، “مدار” نام دارد و هر کدام، مدارِ یک ستاره ویا جزئی از فلک، در حرکت روزانه هستند. این دایره ها اگر بر سطح زمین باشند، ” عرض جغرافیایی” نام دارند که به وسیله آنها، عرض جغرافیایی هر منطقه_ یعنی دوری آن منطقه از خط استوا_ مشخص می شود .
6- نصف النهار، دایره بزرگی است که از دو قطب و قسمتی از فلک زمین می گذرد. هر نقطه از زمین که فرض شود، نصف النهاری مختص به آن نقطه وجود دارد که خورشید در هر روز، دو مرتبه از آن می گذرد. یکبار از بالا یا طرف جنوب، که “زوال جنوبی” یا “دلوک” نامیده شده و به وسیله آن وقت ظهر ویا نیمروز معین می شود؛ و یک بار ازپایین یا طرف شمال که غسق اللیل نامیده شده و به وسیله آن، نیمه شب معین می گردد. طول جغرافیایی هر نقطه یا همان دوری هر نقطه از معدل، بوسیله درجه های این دایره ها مشخص می گردد. مبداء طولی، یکی از این نصف النهارها است که در روزگار قدیم جزیره “فرو” بوده ولی بعد از آن، مبداء طولی، شهر گرینویچ انگلستان و رصد خانه آن قرار داده شده است. طول سرزمینها از این نقطه، تا 180 درجه به سمت شرق، طول شرقی، و تا180 درجه به سمت غرب، طول غربی نام دارد .
محل قرار گرفتن هر نقطه از زمین، به وسیله عرض جغرافیایی – یعنی دوری آن از خط استوا، به سمت شمال یا جنوب – و طول جغرافیایی – به همان صورت که توضیح داده شد – معین می گردد .
7- دایره منطقه البروج :
حرکت انتقالی زمین به دور خورشید، به صورت منظم در هر سال، یک بار صورت می گیرد . این حرکت همانگونه که ذکر خواهد شد، بوسیله محاسبات نجومی مشخص می شود. در این حرکت، مسیر ظاهری خورشید، دایره بزرگی است که “دایره بروج” ( دایره ماه ها) نام دارد. این دایره، در دو نقطه، معدل را قطع می کند و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می نماید. نقطه ای که بعد از گذشتن معدل از دایره بروج، شمالی شده ، “اعتدال بهاری” و نقطه ای که جنوبی شده ، “اعتدال پاییزی” نامیده شده است. همه دوازده ماه، بر روی دایره بروج قرار دارند :
1- فروردین (حمل ) 2- اردیبهشت (نور) 3- خرداد (جوزاء) 4- تیر(سرطان)
5- مرداد (اسد) 6-شهریور (سنبله) 7-مهر(میزان) 8-آبان(عقرب)
9- آذر(قوس) 10- دی (جدی) 11-بهمن(دلو) 12-اسفند(حوت)
شش ماه اول، در قسمت شمال و شش ماه دوم، در قسمت جنوب دایره بروج قرار گرفته اند.
در واقع، مسیر حرکت خورشید بیضی شکل است و زمین در کانون این بیضی قرار گرفته است. دورترین فاصله زمین از خوررشید “اوج” و نزدیکترین فاصله “حضیض” (پستی) نام دارد . در حال حاضر اوج در 12 تیر و حضیض در 12دی است. زمانیکه که خورشید در ماههای شمالی و در طرف اوج باشد، به نظر ما، حرکتی کندتر از ماههای جنوبی و طرف حضیض دارد. بنابراین حرکت خورشید در هر یک از ماههای شمالی، تقریباً 31 روز می شود. پس سال خورشیدی 365 روز و یک چهارم است. البته به طور متوسط، در هر سال 48 دقیقه و 46 ثانیه از این مقدار کمتر است . زمانیکه که خورشید به نقطه اعتدال بهاری برسد، زمان تحویل سال و اول فروردین است . در مقابل آن هم نقطه اعتدال پاییزی است که اول مهر ماه می باشد.
دو نقطه اعتدال در هر سال، 2/50 ثانیه بر خلاف ترتیب و نظم موجود ، یعنی از سمت مشرق به مغرب، حرکت می کنند . بنابراین در ظاهر، ستارگان و دایره بروج در هر سال، به همین مقدار و به ترتیب، به جلو می روند. پس از گذشت 25000 سال این دور تمام شده و صورت هر برج در مکان اصلی اش قرار می گیرد . 31
8- میل :
زمانی که خورشید به نقطه اعتدال بهاری یا پاییزی برسد؛ بر روی خط معدل (استوا) قرار می گیرد و حرکت آن در طول روز دایره بزرگی منطبق بر خط استوا است. بنابراین هیچ زاویه ای ندارد. زمانی که خورشید از نقطه اعتدال، عبور کند؛ فاصله خورشید از خط استوا، بعد از اعتدال بهاری، “میل شمالی” و بعد از اعتدال پاییزی، “میل جنوبی” نامیده می شود. این میل (زاویه)، بوسیله درجه بیان می شود و به تدریج تا بیشترین فاصله از خط استوا زیاد می گردد. بیشترین زاویه ومیل، در شمال، “رأس سرطان” و در جنوب، “رأس جدی” نام دارد. فاصله این دو میل نیز “میل کلی” نام دارد. میل کلی در زمان ما، 23 درجه و 26 دقیقه و 96/34 ثانیه است ولی در هر سال 468/. ثانیه (یعنی حدود نیم ثانیه) کوتاه می شود. در سال های بعد می توان اندازه میل کلی را به این صورت تشخیص داد که عدد 468/. را در عدد سالها ضرب کرده و حاصل را از میل کلی امسال کم کنیم. در کتاب “تحفه الأجله” آمده است: کم شدن میل کلی، تا زمانی که اندازه میل به 22 درجه و 15دقیقه برسد، ادامه دارد. پس از آن شروع به زیاد شدن می کند تا دوباره به مقدار 26/23 برسد. البته این زمان تقریباً 9240 سال به طول می انجامد.
فاصله هایی که قبل از میل کلی قرار دارند، “میل جزئی” نامیده شده اند. آغاز آن از اول فروردین است و تا اول تیر ماه، به سمت شمال، زیاد می شود. از اول مهر ماه تا اول دی ماه نیز میل به سمت جنوب زیاد می گردد. بنابراین، خورشید در هر روز از ماههای شمالی یا جنوبی، مداری مخصوص به همان روز دارد .
همچنین دایره بروج محوری دارد که رأس آن در طرف شمال، قطب شمال و در طرف جنوب، قطب جنوب نامیده شده است. البته این دو قطب، به دو قطب دایره بروج نیز معروف اند. برای این دو قطب، در هر روز، حول دو قطب عالم، دو مدار وجود دارد که فاصله این دو از آنها، به اندازه میل کلی، یعنی 23 درجه و 27 دقیقه است.
9- سطح زمین به پنج منطقه تقسیم می شود :
الف – منطقه حاره؛ که بین مدار رأس سرطان و مدار رأس جدی قرار دارد. خط استوا در وسط این منطقه است.
ب- منطقه معتدل جنوبی؛ که بین مدار رأس جدی و مدار قطب جنوب قرار دارد.
ج- منطقه معتدل شمالی؛ که بین مدار رأس سرطان و مدار قطب شمال قرار دارد.
د- منطقه منجمد شمالی؛ که بین مدار قطب شمال و قطب شمالی زمین قرار دارد .
ه – منطقه منجمد جنوبی؛ که بین مدار قطب جنوب و قطب جنوبی زمین قرار دارد.
10- راه مشخص کردن اندازه میل جزئی در هر روز سال به این صورت است که سینوس میل کلی را در کسینوس فاصله خورشید از نزدیکترین نقطه اعتدالی ضرب کنیم؛ نتیجه آن، سینوس میل جزئی بنابر درجه است که در جدول مثلثات موجود می باشد. البته این محاسبه بنابر لگاریتم، نتیجه دقیقتری دارد.
برای سهولت کار، میل جزئی هر روز را استخراج کرده و در جدول های زیر آورده ایم:
درجات میل جزئی شمالی در فروردین ماه
|
فرودین |
درجه |
دقیقه |
فروردین |
درجه |
دقیقه |
فروردین |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
0 |
24 |
11 |
4 |
22 |
21 |
8 |
12 |
|
2 |
0 |
47 |
12 |
4 |
44 |
22 |
8 |
34 |
|
3 |
1 |
11 |
13 |
5 |
8 |
23 |
8 |
56 |
|
4 |
1 |
35 |
14 |
5 |
31 |
24 |
9 |
18 |
|
5 |
1 |
59 |
15 |
5 |
54 |
25 |
9 |
41 |
|
6 |
2 |
23 |
16 |
6 |
18 |
26 |
10 |
3 |
|
7 |
2 |
47 |
17 |
6 |
41 |
27 |
10 |
5/24 |
|
8 |
3 |
5/10 |
18 |
7 |
4 |
28 |
10 |
46 |
|
9 |
3 |
27 |
19 |
7 |
5/26 |
29 |
11 |
7 |
|
10 |
3 |
57 |
20 |
7 |
5/50 |
30 |
11 |
20 |
درجات میل جزئی شمالی در اردیبهشت ماه
|
اردیبهشت |
درجه |
دقیقه |
اردیبهشت |
درجه |
دقیقه |
اردیبهشت |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
11 |
49 |
11 |
15 |
8 |
21 |
18 |
1 |
|
2 |
12 |
10 |
12 |
15 |
5/26 |
22 |
18 |
16 |
|
3 |
12 |
30 |
13 |
15 |
45 |
23 |
18 |
31 |
|
4 |
12 |
51 |
14 |
16 |
3 |
24 |
18 |
46 |
|
5 |
13 |
5/11 |
15 |
16 |
5/20 |
25 |
19 |
ـ |
|
6 |
13 |
5/31 |
16 |
16 |
38 |
26 |
19 |
15 |
|
7 |
13 |
51 |
17 |
16 |
55 |
27 |
19 |
29 |
|
8 |
14 |
11 |
18 |
17 |
12 |
28 |
19 |
34 |
|
9 |
14 |
29 |
19 |
17 |
5/28 |
29 |
19 |
56 |
|
10 |
14 |
49 |
20 |
17 |
45 |
30 |
20 |
ـ |
درجات میل جزئی شمالی در خرداد ماه
|
خرداد |
درجه |
دقیقه |
خرداد |
درجه |
دقیقه |
خرداد |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
20 |
22 |
11 |
22 |
6 |
21 |
23 |
8 |
|
2 |
20 |
34 |
12 |
22 |
14 |
22 |
23 |
12 |
|
3 |
20 |
45 |
13 |
22 |
21 |
23 |
23 |
15 |
|
4 |
20 |
57 |
14 |
22 |
29 |
24 |
23 |
18 |
|
5 |
21 |
8 |
15 |
22 |
36 |
25 |
23 |
21 |
|
6 |
21 |
19 |
16 |
22 |
5/42 |
26 |
23 |
23 |
|
7 |
21 |
29 |
17 |
22 |
5/48 |
27 |
23 |
24 |
|
8 |
21 |
38 |
18 |
22 |
54 |
28 |
23 |
25 |
|
9 |
21 |
48 |
19 |
22 |
59 |
29 |
23 |
26 |
|
10 |
21 |
57 |
20 |
23 |
4 |
30 |
23 |
5/26 |
|
|
|
|
|
|
|
31 |
23 |
5/26 |
درجات میل جزئی شمالی در تیر ماه
|
تیر |
درجه |
دقیقه |
تیر |
درجه |
دقیقه |
تیر |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
23 |
5/26 |
11 |
23 |
8 |
21 |
22 |
6 |
|
2 |
23 |
5/26 |
12 |
23 |
4 |
22 |
21 |
57 |
|
3 |
23 |
26 |
13 |
22 |
59 |
23 |
21 |
48 |
|
4 |
23 |
25 |
14 |
22 |
54 |
24 |
21 |
38 |
|
5 |
23 |
24 |
15 |
22 |
6/58 |
25 |
21 |
29 |
|
6 |
23 |
23 |
16 |
22 |
5/42 |
26 |
21 |
19 |
|
7 |
23 |
21 |
17 |
22 |
26 |
27 |
21 |
8 |
|
8 |
23 |
18 |
18 |
22 |
29 |
28 |
20 |
57 |
|
9 |
23 |
15 |
19 |
22 |
21 |
29 |
20 |
45 |
|
10 |
23 |
12 |
20 |
22 |
14 |
30 |
20 |
34 |
|
|
|
|
|
|
|
31 |
20 |
22 |
درجات میل جزئی شمالی در مرداد ماه
|
مرداد |
درجه |
دقیقه |
مرداد |
درجه |
دقیقه |
مرداد |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
20 |
5/9 |
11 |
18 |
1 |
21 |
15 |
8 |
|
2 |
20 |
ـ |
12 |
17 |
45 |
22 |
14 |
50 |
|
3 |
19 |
56 |
13 |
17 |
5/28 |
23 |
14 |
29 |
|
4 |
19 |
34 |
14 |
17 |
12 |
24 |
14 |
11 |
|
5 |
19 |
29 |
15 |
16 |
55 |
25 |
13 |
51 |
|
6 |
19 |
15 |
16 |
16 |
38 |
26 |
13 |
31 |
|
7 |
19 |
ـ |
17 |
16 |
20 |
27 |
13 |
5/11 |
|
8 |
18 |
46 |
18 |
16 |
2 |
28 |
12 |
51 |
|
9 |
18 |
31 |
19 |
15 |
45 |
29 |
12 |
30 |
|
10 |
18 |
16 |
20 |
15 |
5/26 |
30 |
12 |
10 |
|
|
|
|
|
|
|
31 |
11 |
49 |
درجات میل جزئی شمالی در شهریور ماه
|
شهریور |
درجه |
دقیقه |
شهریور |
درجه |
دقیقه |
شهریور |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
11 |
28 |
11 |
7 |
50 |
21 |
3 |
57 |
|
2 |
11 |
7 |
12 |
7 |
5/26 |
22 |
3 |
27 |
|
3 |
10 |
46 |
13 |
7 |
4 |
23 |
3 |
5/10 |
|
4 |
10 |
34 |
14 |
6 |
41 |
24 |
2 |
46 |
|
5 |
10 |
2 |
15 |
6 |
17 |
25 |
2 |
23 |
|
6 |
9 |
40 |
16 |
5 |
5/54 |
26 |
1 |
51 |
|
7 |
9 |
19 |
17 |
5 |
31 |
27 |
1 |
35 |
|
8 |
8 |
5/56 |
18 |
5 |
8 |
28 |
1 |
5/11 |
|
9 |
8 |
34 |
19 |
4 |
44 |
29 |
0 |
47 |
|
10 |
8 |
11 |
20 |
4 |
22 |
30 |
0 |
24 |
|
|
|
|
|
|
|
31 |
0 |
0 |
درجات میل جزئی شمالی در مهر ماه
|
مهر |
درجه |
دقیقه |
مهر |
درجه |
دقیقه |
مهر |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
0 |
24 |
11 |
4 |
21 |
21 |
8 |
12 |
|
2 |
0 |
47 |
12 |
4 |
44 |
22 |
8 |
34 |
|
3 |
1 |
5/11 |
13 |
5 |
8 |
23 |
8 |
5/56 |
|
4 |
1 |
5/35 |
14 |
5 |
31 |
24 |
9 |
5/18 |
|
5 |
1 |
59 |
15 |
5 |
5/54 |
25 |
9 |
5/40 |
|
6 |
2 |
23 |
16 |
6 |
5/17 |
26 |
10 |
5/2 |
|
7 |
2 |
5/46 |
17 |
6 |
5/40 |
27 |
10 |
24 |
|
8 |
3 |
5/10 |
18 |
7 |
5/3 |
28 |
10 |
46 |
|
9 |
3 |
27 |
19 |
7 |
5/26 |
29 |
11 |
7 |
|
10 |
3 |
5/57 |
20 |
7 |
50 |
30 |
11 |
5/28 |
درجات میل جزئی شمالی آبان ماه
|
آبان |
درجه |
دقیقه |
آبان |
درجه |
دقیقه |
آبان |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
11 |
5/49 |
11 |
15 |
8 |
21 |
18 |
1 |
|
2 |
12 |
10 |
12 |
15 |
5/26 |
22 |
18 |
16 |
|
3 |
12 |
31 |
13 |
15 |
5/44 |
23 |
18 |
5/31 |
|
4 |
12 |
51 |
14 |
16 |
5/2 |
24 |
18 |
5/46 |
|
5 |
13 |
5/11 |
15 |
16 |
5/20 |
25 |
19 |
1 |
|
6 |
13 |
5/31 |
16 |
16 |
5/37 |
26 |
19 |
5/15 |
|
7 |
13 |
51 |
17 |
16 |
55 |
27 |
19 |
5/29 |
|
8 |
14 |
11 |
18 |
17 |
12 |
28 |
19 |
43 |
|
9 |
14 |
29 |
19 |
17 |
5/28 |
29 |
19 |
5/56 |
|
10 |
14 |
49 |
20 |
17 |
5/44 |
30 |
20 |
9 |
درجات میل شمالی در آذر ماه
|
آذر |
درجه |
دقیقه |
آذر |
درجه |
دقیقه |
آذر |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
20 |
22 |
11 |
22 |
5/5 |
21 |
23 |
8 |
|
2 |
20 |
34 |
12 |
22 |
14 |
22 |
23 |
12 |
|
3 |
20 |
45 |
13 |
22 |
32 |
23 |
23 |
5/15 |
|
4 |
20 |
57 |
14 |
22 |
29 |
24 |
23 |
5/18 |
|
5 |
21 |
8 |
15 |
22 |
36 |
25 |
23 |
21 |
|
6 |
21 |
5/18 |
16 |
22 |
5/42 |
26 |
23 |
23 |
|
7 |
21 |
29 |
17 |
22 |
5/48 |
27 |
23 |
24 |
|
8 |
21 |
39 |
18 |
22 |
54 |
28 |
23 |
25 |
|
9 |
21 |
48 |
19 |
22 |
59 |
29 |
23 |
26 |
|
10 |
21 |
57 |
20 |
23 |
4 |
30 |
23 |
5/26 |
درجات میل جزئی شمالی در دی ماه
|
دی |
درجه |
دقیقه |
دی |
درجه |
دقیقه |
دی |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
23 |
5/26 |
11 |
23 |
4 |
21 |
21 |
57 |
|
2 |
23 |
26 |
12 |
22 |
59 |
22 |
21 |
48 |
|
3 |
23 |
25 |
13 |
22 |
54 |
23 |
21 |
39 |
|
4 |
23 |
24 |
14 |
22 |
5/48 |
24 |
21 |
29 |
|
5 |
23 |
23 |
15 |
22 |
5/42 |
25 |
21 |
5/18 |
|
6 |
23 |
21 |
16 |
22 |
36 |
26 |
21 |
8 |
|
7 |
23 |
5/18 |
17 |
22 |
29 |
27 |
20 |
57 |
|
8 |
23 |
5/15 |
18 |
22 |
22 |
28 |
20 |
45 |
|
9 |
23 |
12 |
19 |
22 |
14 |
29 |
20 |
34 |
|
10 |
23 |
8 |
20 |
22 |
5/5 |
30 |
20 |
22 |
درجات میل جزئی شمالی بهمن ماه
|
بهمن |
درجه |
دقیقه |
بهمن |
درجه |
دقیقه |
بهمن |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
20 |
9 |
11 |
17 |
5/44 |
21 |
14 |
49 |
|
2 |
19 |
5/56 |
12 |
17 |
5/28 |
22 |
14 |
29 |
|
3 |
19 |
43 |
13 |
17 |
12 |
23 |
14 |
11 |
|
4 |
19 |
5/29 |
14 |
16 |
55 |
24 |
13 |
51 |
|
5 |
19 |
5/15 |
15 |
16 |
5/37 |
25 |
13 |
5/31 |
|
6 |
19 |
1 |
16 |
16 |
5/20 |
26 |
13 |
5/11 |
|
7 |
18 |
5/46 |
17 |
16 |
5/2 |
27 |
12 |
51 |
|
8 |
18 |
5/31 |
18 |
15 |
5/44 |
28 |
12 |
31 |
|
9 |
18 |
16 |
19 |
15 |
5/26 |
29 |
12 |
10 |
|
10 |
18 |
1 |
20 |
15 |
8 |
30 |
11 |
5/49 |
درجات میل جزئی شمالی در اسفند ماه
|
اسفند |
درجه |
دقیقه |
اسفند |
درجه |
دقیقه |
اسفند |
درجه |
دقیقه |
|
1 |
11 |
5/28 |
11 |
7 |
50 |
21 |
3 |
7/57 |
|
2 |
11 |
7 |
12 |
7 |
5/26 |
22 |
3 |
27 |
|
3 |
11 |
5/45 |
13 |
7 |
5/3 |
23 |
3 |
5/10 |
|
4 |
10 |
5/24 |
14 |
6 |
5/40 |
24 |
2 |
5/46 |
|
5 |
10 |
5/2 |
15 |
6 |
5/17 |
25 |
2 |
23 |
|
6 |
9 |
5/40 |
16 |
5 |
5/54 |
26 |
1 |
59 |
|
7 |
9 |
5/18 |
17 |
5 |
31 |
27 |
1 |
35 |
|
8 |
8 |
5/56 |
18 |
5 |
8 |
28 |
1 |
5/11 |
|
9 |
8 |
34 |
19 |
4 |
44 |
29 |
0 |
5/47 |
|
10 |
8 |
5/11 |
20 |
4 |
21 |
30 |
0 |
24 |
11- هر بیننده در هر نقطه از زمین، در اطرافش دایره ای می بیند که فاصله بین زمین و آسمان است. این دایره “افق” نام دارد . اگر مانعی مثل کوهها، برای دیدن افق نباشد؛ این دایره زمین و آسمان را نصف می کند. محور افق، خط عمودی است که بر این نقطه قرار می گیرد. طرف بالایی این خط “فوق الرأس” و طرف پایینی آن “تحت القدم” نام دارد . هر قوسی که از فوق الرأس به طرف افق کشیده شود “ارتفاع” و هر قوسی که از تحت القدم رسم گردد، “انخفاض” ( پستی و گودی) نام دارد. اندازه هرکدام از این قوسها، نود درجه است .
12- مناطق مختلف سطح زمین، که بین خط استوا تا قطب شمال قرار دارند؛بنابر تغییر افق و تغییر شب وروز، به پنج منطقه تقسیم می شوند (همین طور در قطب جنوب) :
منطقه اول : مناطقی که بر روی خط استوا قرار گرفته اند و عرض جغرافیایی ندارند. در همه این مناطق، افق از دو قطب می گذرد و همه مدارها را قطع می کند. این مناطق برافق عمود هستند . قوس روز و قوس شب32 نیز در همه مدارهای این مناطق مساوی هستند. علاوه براین، مدت حرکت ستارگان در بالای افق، با مدت حرکت آنها در زیر افق، یکسان است و همه ستارگان داری طلوع و غروب هستند. این وضعیت در مورد خورشید نیز در تمام مدارهای شمالی وجنوبی، صادق است . بنابراین در این مناطق در تمام طول سال زمان شب و روز مساوی است.
منطقه دوم: سرزمینهایی که بین خط استوا و مدار قطب شمال ( یعنی مدار 33/66 درجه ) قرار دارند. افق در این مناطق، خط استوا را به صورت مایل قطع می کند و در طرف شمال با یکدیگر زاویه منفرجه و در طرف جنوب زاویه حاده می سازند. هر چه عرض جغرافیایی این مناطق بیشتر باشد؛ افق در آنها مایل تر و اندازه زاویه شمالی بیشتر است . علاوه براین، قطب شمال (که در طرف ستاره قطبی قرار دارد) به مقدار عرض جغرافیایی بالا می رود و قطب جنوب، به همان اندازه پایین رفته و پست می گردد.
در این مناطق، ستاره های شمالی که فاصله مدار آنها از قطب 33/66 درجه یا کمتر است، اصلاً غروب نمی کنند و به دور قطب شمال و بالاتر از افق در حال حرکت اند. همین طور ستاره های جنوبی که مدار آنها کمتر از 33/66 درجه است؛ اصلاً طلوع نمی کنند و به دور قطب جنوب و پایینتر از افق، در حال گردش اند . البته بقیه ستارگان دارای طلوع و غروب هستند. ولی قوس روز ستارگانی که در طرف شمال هستند، از قوس شب بلند تر است و ستارگانی که در طرف جنوب اند، قوس روز کوتاه تری از قوس شب دارند. مدارهای خورشید نیز همین گونه اند. بنابراین طول روز در بهار و تابستان، از طول شب بیشتر است و در پاییز و زمستان، طول شب بیشتر از روز است .
در این مناطق، در اول فروردین و اول مهر ماه، طول شب و روز مساوی است. و پس از آن، هر چه دوری خورشید از خط استوا، به سمت شمال یا جنوب زیاد شود؛ اختلاف شب و روز بیشتر می گردد. همینطور هرچه عرض جغرافیایی یک منطقه بیشتر باشد، اختلاف شب و روز بیشتر است. تاآنجا که در بعضی از نقاط شمالی، طول روز در اول تیر ماه و طول شب در اول دی ماه به 23 ساعت می رسد. ولی در این سرزمین ها، در تمام طول سال، شب و روز وجود دارد. هرچند کوتاه یا بلند باشند. زیرا در این مناطق، فاصله افق از خط استوا، بیشتر از میل کلی است. بنابراین افق تمام مدارهای خورشید را قطع می کند و شب و روز بوجود می آید.
منطقه سوم: سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها، مساوی با مدار قطب شمال (مدار 33/66 درجه) است . در این مناطق نیز ستارگانی که میل آنها از خط استوا، به اندازه عرض این نقاط یا کمتر باشد، همیشه در طرف شمال در حال گردش به دور قطب دیده می شوند. ولی ستارگانی که در طرف جنوب هستند، اصلاً طلوع نمی کنند وپایینتر از افق در حال گردش اند. در این مناطق، افق مایل است و همه مدارهای ستارگان و مدارهای خورشید را قطع می کند. بجز مدار راس السرطان و مدار راس الجدی که افق مماس با این دو است. علاوه براین، در این مناطق، افق در دو نقطه اعتدال (اول فروردین و اول مهر ) در سطح استوا به صورت دایره بزرگی در می آید. در این حالت، شب و روز مساوی و هر کدام 12 ساعت هستند .
در این سرزمین ها، هرچه خورشید به سمت شمال مایل شود؛ روز طولانی تر می شود. زیرا در این حالت قوس روز بیشتر از قوس شب است. این وضعیت تا اول تیر ماه که طول روز به 24 ساعت می رسد، ادامه دارد. در این روز تقریباً غروبی برای خورشید وجود ندارد. بلکه خورشید در طرف شمال و مماس با افق حرکت می کند. زمانی که خورشید به طرف جنوب متمایل شود، طول شب بیشتر از طول روز است. تا جایی که در اول دی ماه، شب به 24 ساعت می رسد و در این روز تقریبا ً خورشید طلوع نمی کند. بلکه در طرف جنوب و مماس با افق حرکت می کند.
منطقه چهارم: سرزمین هایی هستند که در منطقه منجمد شمالی قرار دارند. یعنی سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها بین 33/66 درجه و عرض جغرافیایی قطب شمال است. در این منطقه وضعیت مدارها مثل منطقه سوم است؛ با این تفاوت که در این منطقه تمام مدارهای خورشید بوسیله افق قطع نمی شود. زیرا هر چه افق به خط استوا نزدیکتر باشد، مدارهای خورشید کمتر بوسیله افق قطع می شوند. بنابراین، مقدار قطع شدن مدارهای خورشید توسط افق، به عرض جغرافیایی منطقه بستگی دارد.
زمانیکه میل خورشید به سمت شمال بیشتر شود و به آخرین نقطه ای که افق، مدارهای خورشید را قطع می کند برسد؛ روز دائمی شروع می شود و خورشید در بهار و تابستان (در زمان روز دائمی ) بالاتر از افق و به صورت گردشی حرکت می کند. در این مدت تا اول تیر ماه خورشید از افق ارتفاع می گیرد و پس از آن از ارتفاعش کم می شود تا به جایی برسد که افق، مدارهای خورشید را قطع کند. در این زمان، روز دائمی تمام می شود و اختلاف شب و روز آغاز می گردد. قبل و بعد از روز دائمی، روز بلندتر از شب است و طول آن حدوداً 23ساعت می باشد.
زمانیکه در پاییز و زمستان، میل خورشید به همین حد برسد، شب دائمی آغاز می گردد و خورشید طلوع نمی کند. در این زمان خورشید پایین تر از افق و به صورت گردشی و مایل حرکت می کند. البته شعاع خورشید، در طرف جنوب شرقی (یعنی فلق ) طلوع می کند و به سمت جنوب غربی رفته و غروب می نماید اما قرص خورشید طلوع نمی کند. شب دائمی تا اول دی ماه باقی است. در این هنگام، میل خورشید کم می شود تا به همان حد مذکور رسیده و شب دائمی تمام شود. تا مدتی قبل و بعد از شب دائمی، طول شب از طول روز بیشتر است و در بعضی از زمان ها به 23 ساعت می رسد.
منطقه پنجم قطب شمال است. در این منطقه، افق، منطبق با خط استوا است و قطب شمال، منطبق با فوق الرأس است. قطب جنوب نیز با تحت القدم منطبق است. در این منطقه، تمام مدارها با خط استوا و افق موازی هستند. بنابراین همه مدارهای شمالی، بالاتر از افق درحال گردش اند و غروب نمی کنند. همه مدارهای جنوبی نیز پایین تر از افق در حال گردش اند و طلوع نمی کنند. خورشید در بهار و تابستان، بالاتر از افق است و غروب نمی کند و در پاییز و زمستان پایین تر از افق حرکت می کند و طلوع نمی نماید. بنابراین تمام سال، یک روز و یک شب است.
در این منطقه، طلوع خورشید در اول بهار است. در این موقع، قسمتی از قرص خورشید پیدا می شود و به همین صورت بالای افق حرکت می کند و بالاتر می آید تا اینکه کم کم، همه قرص خورشید آشکار گردد. پس از آن، ارتفاع خورشید تا اول تیر ماه (مساوی با میل کلی ) اضافه می شود و سپس از آن ارتفاعش کم می شود تا اینکه به اول مهر ماه برسد. در این زمان قسمتی از قرص خورشید غروب می کند و به همین صورت حرکت می نماید تا به تدریج تمام قرص خورشید ناپدید شود و شب شروع گردد. پس از آن تا اول دی ماه (مساوی با میل کلی ) ارتفاع خورشید کم می شود. سپس تا اول فروردین، به حالت اول خود باز می گردد. قطب شمال، نصف النهار ندارد. زیرا تمام نصف النهارها، در آنجا به یکدیگر می رسند.
12- اتصال شفق و فلق و زمان آن :
فلق، فجر صادق یا همان ابتدای صبح است و شفق نوری است که بعد از مغرب، در طرف غرب دیده می شود. زمانیکه خورشید بیش از 18درجه از افق پایین تر برود؛ نور آن دیده نمی شود. اما اگر به همین اندازه یا کمتر، پایین تر از افق باشد؛ نور آن هوا را روشن می کند. بنابراین، زمانیکه خورشید به 18درجة پایین افق رسید؛ فجر صادق یا فلق طلوع می کند و هرچه به افق نزدیکتر شود، نورش بیشتر می گردد. همینطور بعد از غروب، زمانیکه خورشید به 18درجة پایین افق رسید، نور غربی که شفق نام دارد، ناپدید شده و هوا تاریک می گردد.
شفق و فلق، در همه زمانها و مکانها، مساوی اند و همیشه هر کدام عکس دیگری است. در همه سرزمینهایی که عرض جغرافیایی آنها از 33/48 درجه بیشتر است؛ گاهی اتفاق می افتد که هنگام نیمه شب، (زوال جنوبی) فاصله خورشید از افق به همین مقدار (18درجه ) یا کمتر باشد. بنابراین شفق و فلق متصل شده و نور هرگز غروب نمی نماید. 33
این اتصال یا شمالی است و یا جنوبی. اتصال شمالی، به سه قسمت تقسیم می شود:
قسمت اول: سرزمینهایی که بین عرض جغرافیایی 33/48 و عرض 33/66 درجه قرار دارند. در این سرزمین ها، در قسمتی از بهار و تابستان، زمانیکه خورشید در شمال، به میل کلی یا کمتر از آن برسد؛ فاصله خورشید با افق هنگام زوال شمالی، 18درجه یا کمتر است. بنابراین، شفق و فلق متصل شده و نور غروب نمی کند. زیرا فاصله افق از خط استوا، 90درجه است. اگر عرض این مناطق از آن کم شود، عدد27/41 باقی می ماند. زمانیکه خورشید به میل کلی برسد، فاصله اش از افق 18درجه است بنابراین داریم : 27/23 = 18 ـ 27/41
هر چه عرض جغرافیایی یک منطقه از این مقدار (مقدار میل کلی ) بیشتر باشد ، فاصله افق از خط استوا کم می گردد و شفق و فلق چند روز قبل از میل کلی، به یکدیگر متصل می شوند.
زمانیکه عرض جغرافیایی به 33/66 درجه برسد؛ ابتدای اتصال شفق و فلق، زمانی است که خورشید در درجه 27/5 باشد. این اتفاق در هفده اسفند ماه رخ می دهد. این اتصال تا چهارده فروردین ادامه دارد. شب در این مدت نورانی است. البته در ابتداء و انتهاء این زمان نور ضعیف است و در اواسط آن قوی می شود.
قسمت دوم: سرزمینهایی هستند که در مناطق منجمد شمالی قرار دارند. عرض جغرافیایی این مناطق از 33/66 درجه بیشتر است و تا نزدیکی قطب شمال می رسند. پیش تر گفتیم در این مناطق، در مدتی از بهار و تابستان، روز دائمی شده و خورشید غروب نمی کند. اکنون می گوییم قبل از شروع روز دائمی، زمانیکه خورشید هنگام زوال شمالی به 18درجه پایین تر از افق برسد، شفق و فلق متصل می شوند و این اتصال تا شروع روز دائمی ادامه دارد. همینطور بعد از پایان یافتن روز دائمی، تا زمانیکه خورشید هنگام زوال شمالی، به 18درجه پایین تر از افق برسد؛ اتصال شفق و فلق باقی است. بعد از آن شفق و فلق از یکدیگر جدا شده، شفق غروب می کند و فلق طلوع می نماید.
قسمت سوم: قطب شمال است. قبلاً گفتیم افق در این منطقه، با خط استوا منطبق است و تمام سال، یک شب و روز است. شش ماه از سال، روز دائمی است و خورشید بالای افق در گردش است و شش ماه دیگر، شب دائمی است. خورشید در اول فروردین طلوع می کند و در اول مهر ماه غروب می نماید. زمانیکه خورشید در دهم بهمن ماه، به 18درجه پایین تر از افق برسد؛ فجر طلوع کرده و تا اول فروردین، که خورشید طلوع می کند، دور افق حرکت می نماید. همینطور در اول مهر ماه که خورشید غروب می کند، نور باقی است و بالای افق در گردش است؛ تا اینکه خورشید در21 آبان ماه، به 18درجه پایین تر از افق برسد. در این موقع نور غروب می کند و هوا تا دهم بهمن تاریک است. تا در این زمان، دو مرتبه فجر طلوع نماید.
اتصال جنوبی دو قسم است:
قسمت اول: سرزمینهایی که بین عرض جغرافیایی 33/66 درجه و عرض جغرافیایی 33/84 درجه قرار دارند. قبلاً گفتیم در مدتی از پاییز و زمستان، در این مناطق شب دائمی است و خورشید طلوع نمی کند. در ابتدای شب دائمی، نور خورشید باقی است و فجر از طرف مشرق طلوع کرده و تا جنوب ادامه دارد. سپس به مغرب می رود و غروب می کند. تا زمانیکه خورشید در زوال جنوبی به 18درجه پایین تر از افق برسد. این موقع، زمان میل کلی جنوبی است. در این زمان، نور خورشید در جنوب از بین نمی رود؛ بلکه بعد از آن، هرچه میل خورشید کم می شود، نور زیاد می گردد.
قسمت دوم: سرزمینهایی هستند که عرض جغرافیایی آنها از 33/84 درجه بیشتر است و تا نزدیک قطب شمال می رسند. در این مناطق، در ابتدای شب دائمی، مثل قسمت اول، نورخورشید باقی است. ولی زمانیکه خورشید در میل جنوبی، بیشتر از 18درجه از افق پایین تر برود، نور ظاهر نمی شود وفجر خورشید هم اصلاٌ طلوع نمی کند؛ تا زمانیکه خورشید به میل کلی جنوبی برسد. پس از آن، تا زمانیکه خورشید به 18درجه پایین تر از افق برسد، نور باقی است. سپس فجر خورشید دقیقه ای طلوع می کند و بلافاصله نور زیاد می شود. تا اینکه نور طلوع کند و تا سمت مغرب ادامه یابد. پس از آن، مثل اول، غروب می کند تا زمانیکه خورشید دو مرتبه طلوع کرده و اختلاف شب و روز شروع شود. هر چه عرض جغرافیایی یک سرزمین بیشتر باشد ، مخفی بودن فجر خورشید و ظلمت شب، طولانی تر است.
13- حالت های ماه :
کره ماه تقریباً در هر ماه به طور منظم، یک بار از طرف مشرق به مغرب، به دور کره زمین می گردد. این حرکت در مناطقی که شبهای منظم دارند، محسوس است. زیرا ماه به سمت مشرق حرکت می کند و با بقیه ستاره ها متفاوت است. مدت حرکت ماه در هریک از دوازده برج، 27 روز و 7ساعت و 43دقیقه و 4ثانیه می باشد.
حرکت ماه در دوره حلالی، یعنی از زمانی که با خورشید در یک راستا قرار می گیرد تا تکرار این وضعیت، 29روز و 12ساعت و 44دقیقه و 3ثانیه طول می کشد. علت تفاوت این دو دوره این است که در دوره اول، حرکت ماه در 12 ماه است که 360درجه می باشد. اما در دوره دوم، حرکت ماه تقریباً در 13ماه است. زیرا در زمانیکه ماه یک دور می زند، خورشید یک برج به سمت مشرق پیش رفته است. بنابراین لازم است بعد از تمام شدن یک دور، ماه به اندازه یک برج دیگر هم حرکت کند تا به جائیکه با خورشید در یک راستا قرار می گیرد، برسد.
کبیسه : دانشمندان قدیم، در هر سال قمری، ماه محرم را 30روز و ماه صفر را 29 روز حساب می کند و به همین صورت تا پایان سال پیش می رفتند. بنابراین در هر ماه، 44دقیقه و 3ثانیه باقی می ماند. اگر این عدد در 12 ماه سال ضرب شود، 8 ساعت و 48 دقیقه و 36 ثانیه می شود. از ثانیه ها صرف نظر شده و ساعات و دقایق، در قرن عربی، که سی سال است، ضرب می شود. حاصل ضرب، 11روز کامل است. بنابراین در هر11سال، یک روز به آخر ذی الحجه اضافه می کنند و آن سال را سال کبیسه می نامند .
سال های 2، 5 ، 7، 10 ، 13 ، 16 ، 18 ، 21 ، 24 ، 26 و 29 از هر قرن، سال کبیسه اند. دلیل تعیین این سالهای این است که هرگاه، مقدار کسر باقی مانده از نصف روز ( یعنی 12 ساعت ) بیشتر شد . زمان لازم تا 24 ساعت را از سال آینده قرض می گیرند. مثلاً زمانیکه کسر سال اول و دوم با یکدیگر جمع گردد، 17 ساعت و 36 دقیقه می شود. بنابراین 6 ساعت و 24 دقیقه از سال سوم قرض می گیریم و سال دوم، سال کبیسه می شود. به همین صورت تا پایان سال سی ام (قرن عربی ) محاسبه می شود.34
14- علت تغییر شکل ماه :
ماه کروی شکل است و از خود نوری ندارد؛ بلکه نورش را از خورشید می گیرد. بنابراین همیشه نصف ماه که مقابل خورشید است، نورانی است و نیمه دیگر، تاریک است. دایره ای که بین این دو نیمه قرار دارد، “دایره نور” نامیده می شود. همین طور، نیمی از ماه مقابل زمین است ودیده می شود و نیم دیگر نامرئی است. دایره ای که بین این دو نیمه قرار دارد، “دایره رویت” نامیده می شود .
زمانی که خورشید و ماه، در دوره هلالی خود، در یک راستا قرار گرفتند، هر دو در یک درجه قرار می گیرند. این حالت “مقارنت و اجتماع” نام دارد. در این زمان، دو دایره نور و رویت، منطبق بر یکدیگراند و نیمه ظلمانی ماه، به سمت زمین است. زمانی که ماه با حرکت به سمت مشرق، تقریباً از خورشید به اندازه 12 درجه دور شد، دو دایره نور و ظلمت، با یکدیگر متقاطع شده و در طرف غرب ماه، چیزی شبیه به ابرو از نیمه نورانی ماه دیده می شود. هر چه ماه از خورشید دورتر گردد، انحراف ماه و نور آن بیشتر می شود. زمانیکه خورشید از ماه به اندازه سه برج دور شد، هر کدام از دو دایره نور و ظلمت، یکدیگر را نصف می کنند و نیمی از نیمه نورانی ماه دیده می شود. این حالت “تَربیع” نام دارد. زمانیکه ماه از خورشید به اندازه شش برج دور شد، دو دایره نور و ظلمت، منطبق بر یکدیگر شده و تمام نیمه نورانی ماه دیده می شود. این حالت “مقابله یا استقبال” نام دارد.
زمانیکه ماه به اندازه 9 ماه از خورشید دور شد؛ دو دایره نور و ظلمت، دوباره یکدیگر را نصف می کنند و نیمی از نیمه نورانی ماه دیده می شود. به این حالت “تربیع دوم” گفته می شود. زمانیکه دوباره فاصله ماه و خورشید 12 درجه شد؛ در طرف شرق ماه، هلالی به شکل ابرو دیده می شود. این هلال، برعکس حالت اول است. پس از آن، ماه با خورشید هم درجه می شوند و دو دایره نور و ظلمت، منطبق شده و تمام ماه دیده نمی شود.
15ـ رأس و ذَنب :
دایره مسیر ماه، با دایره مسیر خورشید، که دایره بروج نام دارد، در دو نقطه تلاقی می کنند. نسبت به دایره بروج، نیمی از مسیر ماه، شمالی و نیم دیگر جنوبی می شود. نقطه ای که اگر ماه از آن بگذرد، شمالی می شود را “رأس” و دیگری را “ذنب” گویند. مثل آن که سطحی که بین این دو واقع شده را به مار تشبیه کرده اند و یکی از این دو نقطه را رأس (سر) و دیگری را ذنب (دم) نامیده اند. بیشترین دوری از این دو نقطه، پنج درجه و 9 دقیقه است. این دوری “عرض شمالی” یا “عرض جنوبی” نام دارد.
رأس و ذنب، در هر روز، به صورت معکوس، یعنی از مشرق به مغرب، به اندازه 3 دقیقه و 11 ثانیه حرکت می کنند. بنابراین این دو در دوازده ماه سال، به اندازه یک ماه جابجا می شوند.
16ـ خسوف و کسوف :
در هر سال، خورشید یک بار از ماههای 12 گانه می گذرد؛ یک بار از رأس و بعد از گذشت شش ماه، از ذنب نیز می گذرد. زمانیکه خورشید در یکی از دو نقطه رأس یا ذنب باشد، اگر ماه با حرکت خود مقابل خورشید قرار گیرد، مانع دیده شدن تمام یا قسمتی از خورشید می شود. این وضعیت “کسوف” نام دارد.
کسوف در مناطق مختلف زمین، متفاوت است. در منطقه ای که واقعاًً مقابل ماه و خورشید باشد، کسوف کلی است. ولی در مناطق دیگر که مقابل ماه و خورشید نیستند؛ کسوف جزئی است. در مناطقی که از مقابل ماه و خورشید به دوراند نیز هیچ کسوفی دیده نمی شود. همین طور اگر این حادثه در شب اتفاق بیافتد، کسوف دیده نمی شود. حتی ممکن است در بعضی مناطق، خورشید در حالی که کسوف کرده است، طلوع یا غروب نماید.
در مقابل، اگر خورشید در یکی از دو نقطه رأس یا ذنب باشد و ماه به نقطه تلاقی دیگر برسد؛ ماه در سایه مخروطی شکل زمین قرار می گیرد و نوری از خورشید به آن نمی رسد. بنابراین ماه به شکل اصلی خودش که هیچ نوری ندارد، دیده می شود. اگر تمام قرص ماه در سایه مخروطی شکل قرار گیرد، خسوف کلی است و اگرنه خسوف جزئی پدید می آید.
هر گاه عرض ماه هنگام مقابله با خورشید 2/1 درجه یا بیشتر باشد، خسوف اتفاق نمی افتد. ولی اگر عرض آن از این مقدار کمتر باشد ، خسوف می شود. در مورد مقدار دیدن خسوف در مناطق مختلف زمین تفاوتی وجود ندارد . البته اگر در یک منطقه، تمام خسوف در روز واقع شود؛ چیزی از آن دیده نمی شود. حتی ممکن است در یک منطقه، ماه در حالی که خسوف کرده، طلوع یا غروب نماید.
زمانیکه ماه قبل از خسوف، به یک حدی برسد، از تمام قرص خورشید نور نمی گیرد. بلکه فقط از قسمتی از خورشید نور می گیرد. زیرا در این حالت زمین بین ماه و قسمتی از خورشید قرار گرفته است و نور را ضعیف می کند. به اصطلاح در چنین حالی می گویند: ماه در “شبه سایه” قرار گرفته است. زمانیکه طرف شرقی ماه به سایه مخروطی شکلی که توسط زمین ایجاد شده برسد؛ خسوف شروع می شود و به تدریج زیاد می شود تا اینکه تمام ماه در سایه قرار گیرد. پس از آن، طرف شرقی ماه دیده می شود و به تدریج از سایه خارج می شود تا خسوف تمام گردد. ولی ماه درشبه سایه قرار گرفته و مثل قبل از خسوف نورش ضعیف است. بوسیله محاسبه معلوم شده بیشترین زمان خسوف کلی، 4 ساعت و بیشترین زمانیکه ماه در سایه مخروطی می ماند، 2 ساعت است.
بیشترین تعداد خسوف در یک سال، 3 بار و کمترین آن، 2 بار است. بیشترین تعداد کسوف، 4 یا 5 بار و کمترین آن در یک سال، 2 مرتبه است.
“دوره ساروسیه” 223 ماه قمری است که برابر با 18 سال و 11 روز شمسی می شود. دانشمندان عقیده دارند به تجربه از حرکت ماه و خورشید و رأس و ذنب و نسبت میان آنها فهمیده اند در این دوره، 28 مرتبه خسوف و 48 مرتبه کسوف صورت می گیرد. همه دوره های ساروسیه نیز شبیه به یکدیگراند.
توضیح مطلب اینکه، زمانیکه حجم خورشید، یک میلیون و سیصد هزار برابر حجم زمین و فاصله خورشید از زمین، به مقدار تقریبی 150 میلیون کیلومتر باشد. و همینطور زمین، جسم تاریکی باشد که هیچ نوری از خود ندارد؛ در طرف تاریک زمین که شب است، سایه ای بلند و مخروطی شکل به اندازه تقریبی یک میلیون و سیصد هزار کیلومتر تشکیل شده و در فضا امتداد می یابد. زمانیکه ماه به یکی از دو نقطه رأس یا ذنب رسیده و در این سایه واقع شود، خسوف می کند و چون قطر ماه به اندازه نیمی از قطر این سایه است؛ مدت خسوف همانگونه که گذشت 2 ساعت به طول می انجامد.
17) جزر و مد :
جاذبه ماه در زمین اثر می کند. همانگونه که جاذبه زمین نیز در ماه اثر دارد. البته جاذبه زمین در ماه، بیشتر از جاذبه ماه در زمین است. زیرا جاذبه دو کره نسبت به یکدیگر، ارتباط مستقیمی با بزرگی و کوچکی آنها دارد. نسبت جاذبه، با فاصله بین دو کره نیز، نسبت معکوس است. مرکز جاذبه ماه، خط مستقیمی است که به زمین می رسد و از مرکز آن گذشته و به طرف دیگر زمین می رود.
ارتفاع آب در طرفی که نزدیک به ماه است، بیشتر از طرف دیگر است. زیرا در آن سو جاذبه ماه قوی تر است. آب قسمتی از دریا که در دو طرف خط قائم بر جاذبه قرار دارد، در گودی قرار می گیرد. مرتفع شدن آب، “مد” و گود شدن آن “جزر” نام دارد. درهر شبانه روز که ماه به دور زمین حرکت می کند، جزر و مد دریاها نیز تغییر می نماید.
یک دور حرکت ماه به دور زمین، 24 ساعت و 15 دقیقه به طول می انجامد. بنابراین در هر نقطه از دریا، در هر روز، دوبار مد و دو بار جزر صورت می گیرد. زیرا ماه زمانیکه مقابل این نقطه قرار گیرد، مد است و همینطور در طرف دیگر زمین، در مقابل این نقطه مد داریم. زیرا هر دو روی خط جاذبه هستند. همینطور زمانیکه ماه در مقابل نقطه دوم قرار گیرد در همین دو نقطه مد اتفاق می افتد. در موقع مد نیز در دو طرف خط عمود بر جاذبه، جزر است.
ساکنین سواحل دریاهایی که آب شیرین دارند، زمان جزر و مد دریا را می دانند و از آن در زراعت خود استفاده می کنند. جاذبه ماه علاوه بر آب، بر هوا نیز تاثیر دارد و آن را تغییر می دهد. این جاذبه زمانیکه ماه مقابل سیاره دیگری باشد، تاثیر بیشتری بر زمین دارد.
18) تعیین خط جنوب _ شمال که بر سطح نصف النهار واقع است:
مشخص کردن این خط به پنج روش ممکن است:
الف) بوسیله سایه شاخص:
شاخص، قطعه ای از چوب یا چیز دیگری است که به صورت مستقیم در زمین قرار می گیرد. به صورتی که موازی با شاقول بوده و عمود بر سطح زمین باشد. اگر هنگام ظهر، خطی را موازی با سایه شاخص رسم کنیم؛ این خط، همان خط جنوب- شمال آن سرزمین است. در تمام دوران سال، هرگاه سایه شاخص بر این خط قرار گیرد، زمان ظهر حقیقی است.
ب) بوسیله قطب نما:
آهن ربای قطب نما، همیشه به سمت شمال است. بنابراین خطی که در امتداد آهن ربای قطب نما رسم شود، خط جنوب- شمال است. البته این خط تقریبی است. زیرا قطب نما در بعضی مناطق، اندکی انحراف دارد. چون نوک آهنربا دقیقاً به سوی نقطه ای است که طول شرقی 100 و عرض شمالی 73 درجه دارد.35 علاوه بر این، به تجربه ثابت شده است به مرور زمان، این انحراف بیشتر می شود. بنابراین تعیین خط جنوب_ شمال بوسیله آهنربا روش دقیقی نیست.
ج) بوسیله دایره هندیه :
این روش به این صورت است که دایره ای در زمین مسطح و موازی با آب راکد، رسم می کنیم. به صورتی که در صبح و عصر در معرض تابش نور خورشید باشد. سپس در مرکز این دایره شاخصی به صورت عمود بر زمین قرار می دهیم. پس از آن، قبل از ظهر، به سایه شاخص که به طرف غرب است، نگاه می کنیم. زمانیکه سایه کوتاه تر شد و به محیط دایره رسید، نقطه تلاقی سایه و دایره را علامت می گذاریم. پس از آن سایه کوتاه می شود و در داخل دایره قرار می گیرد. پس از ظهر، سایه دوباره بلند شده و به محیط دایره می رسد. در این زمان دو مرتبه نقطه تلاقی سایه و دایره را علامت می گذاریم. قوسی که بین دو علامت واقع شده را نصف کرده و از آن و مرکز دایره، یک خط می کشیم. این خط، خط شمال ـ جنوب است .
در تمام دوران سال، زمانیکه سایه خورشید بر روی این خط قرار گیرد، زمان ظهر حقیقی است.36
د ) بوسیله ستاره قطبی:
می توان دو نقطه از زمین یا ساختمانها را پیدا کرد که با ستاره قطبی (جُدَی) در بالا ترین ارتفاع و پایین ترین ارتفاع آن در شب، منطبق باشد. می توان این انطباق را با نگاه کردن دقیق یا با وسائل، مشخص نمود. اگر بین این دو نقطه، خطی مستقیم رسم شود، این خط، خط شمال ـ جنوب است. هر چه فاصله بین این دو نقطه بیشتر باشد، تعیین خط شمال جنوب، دقیق تر می شود.37
راه شناخت ستاره قطبی :
دُب اکبر که مردم آن را به هفت برادران می شناسند، از هفت ستاره تشکیل شده است. در دب اکبر، چهار ستاره در جلو و سه ستاره درعقب قرار دارند. اگر به دو ستاره جلویی که به شکل مربع مستطیل اند نگاه شود و خطی فرضی بین این دو رسم گردد و آن خط به اندازه پنج برابر فاصله بین این دو ستاره، امتداد یابد، به ستاره قطبی منتهی می شود.
راه فهمیدن بیشترین و کمترین ارتفاع ستاره قطبی نیز این است که: دو ستاره نورانی از دب اصغر در نزدیکی ستاره قطبی قرار دارند که نام آنها “فَرقَدَین” است . زمانیکه این دو ستاره حرکت کنند و بالای ستاره قطبی قرار گیرند، ستاره قطبی در پایین ترین ارتفاع و زمانیکه پایین آن باشند، ستاره قطبی در بالا ترین ارتفاع قرار دارد.
ه ) بوسیله اندازه گیری سایه شاخص :
این روش به این صورت است که شاخصی را بصورت عمود در زمین قرار دهیم. هنگام صبح، سایه شاخص طولانی است و تا ظهر به تدریج کوتاه می شود. اما بعد از ظهر، دوباره بلند می گردد. اگر زمانیکه سایه در کوتاه ترین حالت است، خطی به موازات آن رسم شود، خط جنوب ـ شمال بدست می آید. درباره این روش روایات زیادی نیز وجود دارد که در بحث وقت نماز ظهر به آنها اشاره کردیم.
دلیل مطلب بالا این است که در بعضی از نقاط که عرض جغرافیایی آنها به مقدار میل کلی یا کمتر است، زمانیکه خورشید با حرک خود به همین درجه برسد، در چند روز در زمان ظهر، سایه شاخص از بین می رود. پس از گذشتن این چند روز، سایه شرقی ایجاد می شود. بنابراین در هر شهری که عرض شمالی آن 27/23 درجه باشد، (مثل شهر مدینه) زمانیکه خورشید به مدار رأس السرطان برسد، سایه شاخص در آن شهر، در چند روز از بین می رود. همین طور در هر شهری که عرض جنوبی آن به همین مقدار باشد، زمانیکه خورشید به مدار رأس الجدی رسید، در چند روز، سایه شاخص از بین می رود.
هر شهری که عرض شمالی یا جنوبی آن از میل کلی کمتر باشد ( مثل مکه )، در طول سال، دوبار سایه شاخص از بین می رود. این دو، زمانی است که خورشید در میل جزئی، به این دو نقطه برسد. البته قبل یا بعد از آنکه خورشید در میل کلی، به عرض جغرافیایی آن شهر برسد، سایه ای در جهت مخالف سایه قبلی ایجاد می شود.
در مورد اختلاف شب و روز در روزهای مختلف سال و در عرضهای مختلف جغرافیایی باید گفت: زمانیکه بخواهیم طول شب و روز را در روزی از روزهای سال مشخص کنیم، تانژانت عرض جغرافیایی منطقه را در تانژانت میلی که در جدول قبل آمده، ضرب می کنیم. حاصل کسینوسِ نصفِ درجات قوس کوتاهتر (شب یا روز) است.38 چون 4 دقیقه طول می کشد تا خورشید یک درجه را بپیماید، درجات بدست آمده را در عدد 4 ضرب می کنیم. حاصل، مقدار زمان نصف قوس کوتاهتر است. اگراین عدد را در عدد 2 ضرب کنیم، تمام زمان قوس کوتاهتر بدست می آید. یعنی طول زمان شب در بهار و تابستان وطول زمان روز در پائیز وزمستان است. این محاسبات زمانی درست است که بر طبق جدول مثلثاتی انجام گیرد.
اگر محاسبه بر حسب لگاریتم باشد، لگاریتم عرض جغرافیایی را با لگاریتم میل جمع می کنیم. حاصل کسینوس نصف قوس کوتاهتر است. البته روش لگاریتم، دقیقتر از روش جدول مثلثاتی است.
سپاس خدایی که مرا برای اتمام این مسائل، موفق گردانید وبرای بیان دلایل آنها مرا کمک نمود و به بهترین روشها مرا هدایت کرد. امید دارم این کتاب را برای من ذخیره ای عالی در عالم اخرت قرار دهد و در آینده جزء باقیات الصالحت باشد. تنظیم این کتاب، در ذیقعده سال 1392 هجری قمری به پایان رسید.
انا العبد شیخ عباس علی ادیب اصفهانی
ترجمه فارسی این اثر، در اول شعبان سال 1423 هجری قمری، مطابق با 16 مهر 1381 هجری شمسی پایان یافت.
————————————————————————————————————————
پی نوشت:
1 طلوع خورشید .م
2 غروب خورشید .م
3 علم هیئت: علمی است که درباره ستارگان بحث می کند. ستاره شناسی ، نجوم فرهنگ عمید:1265
4 زوال در لغت به معنای مایل شدن است و در اصطلاح ، گذشتن خورشید از نصف النهار را گویند که در طرف جنوب ، همان ظهر شرعی و در طرف شمال ، نیمه شب است .م
5 منظور از نصف النهار شمالی ، طرف شمال نصف النهار است. م
6 منظور از نصف النهار جنوبی ، طرف جنوب نصف النهار است. م
7 حمره مشرقیه: نوری است که بعد از غروب کردن خورشید(پائین رفتن خورشید از افق) در آسمان دیده میشود . این نور قرمز رنگ است و از طرف مشرق شروع شده وبه آرامی به وسط آسمان می آید. سپس به طرف مغرب رفته و غروب می کند. این نور هنگامی که در طرف مشرق است، حمره مشرقیه نامیده می شود و زمانیکه نور از شرق آسمان به وسط آن آمد ؛ همان ذهاب حمره مشرقیه وهنگام غروب شرعی است. م
8 برای برداشته شدن تکالیفی که بر عهده مکلفین گذاشته شده است، آنان باید عملی انجام دهند که بوسیله آن عمل ، یقین حاصل کنند که تکلیف شرعی خود را انجام داده اند. م
9 این مسئله در فقه تخییر ابتدائی نام دارد و به این معناست که مکلف صرفا در اول می تواند یک طرف را انتخاب کند و بعد از عمل کردن به یک طرف اجازه تغییر دادن حکمی که انتخاب کرده را ندارد. چرا که در این صورت مخالفت قطعی با حکم واقعی کرده است. م
10 یعنی بگوییم به دلیل اینکه کل سال در این مناطق به صورت یک شبانه روز است ، ساکنین این مناطق تکلیفی نسبت به نماز و روزه ندارند. م
11 روایت مستفیضه روایتی است که بیش از یک راوی دارد و از حد خبر واحد فراتر اند. ولی تعداد راویان این احادیث ، در حدی نیست که به عنوان خبر متواتر مطرح شود . م
12 وسائل الشیعه : 29/356
13 وسائل الشیعه: 2/29
14 وسائل الشیعه : 30/196
15 مجتهد برای به دست آوردن احکام شرعی ، در درجه اول به ادله ای رجوع می کند که مفید یقین باشد. در صورتی که دلیل یقین آور در مورد یک مسئله وجود نداشته باشد ، به سراغ دلایلی می رویم که مفید ظن ( احتمال بیش از 50% و کمتر 100% ) باشد .
در صورتی که دلیل ظن آور هم وجود نداشت ، مجتهد بین دو طرف حکم شک می کند. مثلا نمی داند آیا این کار مباح است یا حرام.در این حالت نوبت به اصول عملیه می رسد. اصول عملیه خود به دو گونه اند ؛ عده ای از آنها مخصوص به ابواب خاصی از فقه هستند. مثل اصل طهارت که بر این مطلب دلالت دارد که تا زمانی که دلیلی بر عدم طهارت نداشته باشیم ، همه اشیاء طاهر هستند .
عده دیگری از اصول عملیه عمومی اند که منحصر در چهار اصل : برائت ، استصحاب ، تخییر و احتیاط می باشند. زمانی که مکلف در یک موضوع شک می کند ، اگر شکش حالت سابقه داشته باشد حکم حالت ما قبل را به زمان بعد از آن سرایت می دهیم . مثلاً می دانیم قبلاً یک شیء طاهر بوده و هم اکنون شک می کنیم آیا نجس شده است یا نه. بنا بر قاعده استصحاب باید حکم به طهارت آن شیء کرد .
اگر شک مکلف حالت سابقه نداشت ؛ شک یا در اصل تکلیف است ( در این که آیا اصلاً چنین تکلیفی داریم یا نه ؟ ) یا در مکلفٌ به است . در حالت اول حکم به برائت می کنند. یعنی حکم می کنند که اصلاً چنین تکلیفی وجود ندارد. تا زمانی که ادله ای بر وجود آن اقامه شود .
مراد از شک در مکلفٌ به نیز آن است که ما در اصلِ وجود حکم شکی نداریم ، ولی در کیفیت آن حکم مشکوک هستیم ، در این صورت یا ممکن است که بر طبق احتیاط عمل کرد ( به دو طرف حکم هم زمان عمل کرد ) یا احتیاط ممکن نیست . در مورد اول حکم به احتیاط و در مورد دوم ، حکم به مخیر بودن مکلف در انتخاب هر کدام از طرفین می کنیم . م
16 توضیح این مطلب مفصلاً در فصل سوم خواهد آمد .
17 وسائل الشیعه :10/255
18 اصل برائت از دو طریق اثبات می شود. گاهی متکی بر قاعده عقلی قبح عقاب بلا بیان است ؛ که برائت عقلی نام دارد و گاهی متکی بر حدیثی از حضرت رسول اکرم (ص) است که به حدیث رفع ، شهرت دارد . برائت در این حالت برائت نقلی نام گرفته است . م
19 وسائل الشیعه: 4/159
20 وسائل الشیعه:4/273
21 توجه به این نکته ضروری است که در فرهنگ دینی ، ابتداء روزه ، هنگام ظهر است . م
22 منظور این است که مقید کردن غسق به لیل، به این دلیل نیست که همیشه باید غسق ( گذشتن خورشید از نصف النهار شمالی ) در شب اتفاق بیفتد . بلکه این قید، غالبی است. یعنی در مناطق عادی ، معمولاً غسق در شب است. ولی ممکن است در بعضی مناطق، غسق در روز باشد . م
23 وسائل الشیعه :4/162
24 وسائل الشیعه :4/163
25 وسائل الشیعه :4/164
26 وسائل الشیعه :4/164
27 عرف عبارت از هر چیزی است که مردم به آن عادت دارند و بر طبق آن زندگی می کنند . از قبیل کارها و سخنان شایع بین آنها . در صورتی که در مورد یک موضوع ، دستور صریحی از شارع نرسیده باشد؛ برای به دست آوردن بعضی از امور، عرف مرجع احکام شرعی قرار می گیرد. که می توان از بین آنها موارد زیر را نام برد :
الف ) به دست آوردن جواز یک عمل . البته به شرطی که عرف متصل به زمان معصوم (ع) باشد و با هیچ دستور صریحی مخالفت نداشته باشد .
ب) به دست آوردن مفهوم لغات یک حکم
ج) رجوع به عرف برای تشخیص مصادیق یک حکم. م
28 مراد از استصحاب کلی ، استصحاب کردن حکم جامع بین چند فرد است . مثل استصحاب انسانیت که مشترک بین زید و عمرو و بکر است . استصحاب کلی بر سه نوع است و نوع دوم آن جایی است که دو فرد کلی از لحاظ شدت و ضعف با یکدیگر اختلاف دارند . در این حالت نمی توان هیچ کدام از افراد را به تنهایی استصحاب کرد ولی می توان حکم جامع بین آنها را استصحاب نمود . مثل کسی که رطوبتی از او خارج شده و شک دارد که این رطوبت ادرار است یا منی. بنابر استصحاب کلی فقط می توان اصل حدث(باطل شدن وضو) را استصحاب کرد . م
29 بقره : 185
30 توضیح میل کلی، مفصلاً در فصل سوم خواهد آمد.
31 اگر فرض کنیم در حال حاضر، اول هر ماه با صورت ماهی که قبل از آن بوده منطبق باشد؛ اول فروردین، با درجه دوم اسفند؛ و اول آبان، با درجه دوم مهر منطبق می گردد. بنابراین، خروج قمر از عقرب، 28 روز بعد است .
32 خط فرضی که مسیر حرکت خورشید در روز یا شب را نشان میدهد. م
33 توضیح این مطلب در جدول فصل دوم آمده است.
34 البته این مطلب ارتباطی با تعیین شرعی ماه ندارد. زیرا در شرع ، ماه با رویت هلال یا گذشتن سی روز اثبات می شود.
35 بنابراین به عنوان مثال در اصفهان، آهنربا به اندازه کمتر از 5 درجه انحراف دارد. البته در سرزمین های غربی مثل اروپا، این انحراف بیشتر می شود.
36 البته دایره هندیه کاربردهای دیگری همچون تعیین جهت قبله نیز دارد که توضیح آن در این کتاب خلاصه نمی گنجد.
37 ستاره قطبی ستاره ای است درخشان که در دنباله دُب اصغر قرار دارد. دب اصغر در طرف شمال است. در ظاهر ستاره قطبی بدون حرکت است و در تمام ساعات شب و روز، در مکان خودش ثابت است. اما در حقیقت، در دایره بسیار کوچکی حرکت می کند. نام دیگر این ستاره، “جُدَی” است و شناخت آن فواید زیادی دارد.
38 منظور این است که قوس شب در بهار و تابستان کوتاهتر و در پائیز وزمستان بلندتر است .



پاسخ دهید