مهندسی فرهنگی

پیرو رهنمود های مقام معظم رهبری در چند سال اخیر درباره ضرورت مهندسی فرهنگی، در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، شاهد شکل گیری فضای جدیدی در حوزه فرهنگ هستیم. درباره مهندسی فرهنگی و حدود و شرایط این حوزه مقالات و سخنان زیادی در سالهای اخیر ارائه شده است. این نوشتار درصدد نگاهی گذرا به مفاهیم اساسی این حوزه و ارائه پیشنهادی جهت مدل فرهنگی جامعه اسلامی می باشد.

مفهوم شناسى مهندسی فرهنگی

تعریف مهندسی فرهنگی و شناسایی ویژگی های اساسی این واژه نیازمند به مجال گسترده ای است. اما به اختصار می توان گفت:

اگر واژه مهندسی را به برقراری ارتباط و تعامل میان مؤلفه های یک سیستم با هدف ایجاد رفتار مطلوب تعریف کنیم؛ کاربرد این واژه همراه با بسیاری از مفاهیم مادی و غیر مادی می تواند وجاهت داشته باشد. مهمترین ارکان واژه مهندسی را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

الف. سیستم: سيستم مجموعه اى از اجزاى به هم وابسته است كه در راه رسيدن به هدف معين با یکدیگر هماهنگ شده اند. سیستم به شكل مجموعه ای يكپارچه، داراى ويژگى و توانايى هايى هستند كه از جمع ويژگى ها و توانايى هاى اجزاى (زير سيستم ها) آن متفاوت است.

ب. نگاه جامع: مراد از نگاه جامع، اشتمال بر همه عناصر دخیل در مسئله فرهنگ است. برای مهندسی فرهنگی باید عوامل یا موانع نیل به هدف شناسایی شود و ارتباط میان این اجزاء و تآثیر آنها بر یکدیگر مد نظر قرار گیرد.

ج. برنامه ریزی پیش از اجرا : مهمترین ویژگی در واژه مهندسی، مقدم بودن برنامه و نرم افزار بر عمل و سخت افزار است. روشن است برای داشتن برنامه مناسب، لازم است موضوع به خوبی شناخته شود؛ هدف به درستی تبیین گردد ؛ واقعیتها و امکانات موجود شناسایی گردد و برای رسیدن به هدف طرحی انداخته شود.

د. عمل و سازماندهی : یکی از مفاهیمی که از واژه مهندسی به ذهن انسان متبادر می شود، اقدام و عمل یک مهندس است. مهندس کسی است که به مقام تئوری و نظر اکتفا نمی کند و برای رسیدن به اهداف خود، دست به اقدام می زند. علاوه بر اقدام ، مهندس وظیفه مدیریت و رهبری عوامل مؤثر در سیستم را نیز بز عهده دارد.

اما درباره تعریف فرهنگ نظریات متعدد و گاه متناقضی وجود دارد. برخی واژه فرهنگ را با نگاه حداقلی تعریف می کنند و گروهی دیگر به آن نگاه حداکثری دارند. با چشم پوشی از مباحث مفصلی که در این مقام وجود دارد و با انتخاب دیدگاه حداکثری، می توان فرهنگ را به کلیت همتافته باورها، ارزشها، آرمانها، دانش ها، هنرها، فنون، آداب و فعالیتهای اجتماعی به عنوان بخش ذهنی فرهنگ و تمدن به عنوان بخش عینی آن تعریف کرد. بنابراین تعریف، مهمترین ارکان واژه فرهنگ موارد ذیل می باشد:

الف. تعريف حداكثرى از فرهنگ: در این تعریف علاوه بر داخل دانستن تمدن در فرهنگ، به بخش ذهنی فرهنگ نیز نگاه حداکثری شده و آن را در بالاترین حد از تعامل با عوامل دیگر فرض کرده ایم.

ب. نگاه سيستمى به فرهنگ : در این تعریف، فرهنگ کلیت همتافته ای است که اجزاء آن با یکدیگر ارتباط سیستمی دارند. بنابراين اگر فرهنگ را يك سيستم بدانیم؛ مهندسى فرهنگ، مهندسى سيستم فرهنگ است. يعنى براى مهندسى فرهنگی لازم است اجزاى فرهنگ را در جاى خودشان قرار دهيم و تعامل آنها را به خوبى با هم برقرار كنيم.

مراحل و مصادیق مهندسى فرهنگى

مهندسی فرهنگی را می توان از ابعاد گوناگون ارزیابی کرده و با توجه به شیوه نگرش، مراحل و موضوعات مختلفی را مد نظر قرار داد. بنابر یک دیدگاه، مهندسی فرهنگی عبارت از چهار مرحله اصلی است که در طول یکدیگر قرار می گیرند:

شناسایی و رصد فرهنگی ؛ تبیین مدلهای فرهنگی ؛ برنامه ریزی فرهنگی ؛ مدیریت و نظارت فرهنگی.

از سوی دیگر حوزه فرهنگ، خود دارای زیر مجموعه هایی همچون : فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى می باشد. مهندسى فرهنگ كشور به اين معناست كه فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى با يك نظم خاص برسند تا دست یابی به اهداف مورد نظر میسر گردد. با اين ديدگاه همه دستگاه ها و سازمان هاى كشور در موضوع فرهنگ نقش دارند.

نقطه عزيمت ما در اين بحث فرمايشات مقام معظم رهبرى است. ایشان با اشاره به این تقسیم بندی، درباره هرکدام از حوزه های فرهنگ می فرمایند:

فرهنگ ملى
عاملى كه يك ملت را به ركود و خمودى يا تحرك و ايستادگى يا صبر و حوصله يا پرخاشگرى و بى حوصلگى يا اظهار ذلت در مقابل ديگران يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران يا به تحرك و فعاليت توليدى يا به بيگارى و خمودى تحريك مى كند فرهنگ ملى است
. (مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)
فرهنگ عمومى
فرهنگ به عنوان شكل دهنده به ذهن و رفتار عمومى جامعه است
. انديشيدن و تصميم گيرى جامعه بر اساس فرهنگى است كه بر ذهن آنها حاكم است. در داخل كشور چيزهايى كه در فرهنگ عمومى ضعيف است يا جايش كم است كدام است؟ (مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)
فرهنگ تخصصى
فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميمات كلان كشور
- حتى تصميم هاى اقتصادى، سياسى و مديريتى است. وقتى ما مى خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازى كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگى را ترويج مى كنيم يا توليد مى كنيم يا اشاعه مى دهيم. (مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)
فرهنگ سازمانى
موارد ديگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگى، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است
. (مقام معظم رهبرى ۱۳۸۱)

نقش نظام فکری در مهندسی فرهنگی کشور

به یقین تأثیر نظام فکری بر فرهنگ یک جامعه توسط هیچ کس قابل نفی نیست. اما آنچه مهم است این است که دستگاه متولی مهندسی فرهنگی تا چه میزان باید این نظام را در مدل فرهنگی دخیل کند. آیا متولیان فرهنگی باید به افراد اجازه دهند با سلایق و باورهای خود، خرده فرهنگ هایی رابسازند تا از مجموع آنها نظام فرهنگی شکل گیرد؛ یا اینکه با کنترل دقیق، رخصت شکل گیری خرده فرهنگ هایی بر اساس باورهای فردی را ندهند ؟

مقام معظم رهبری با مفروغ دانستن برتری نظام فکری اسلام بر کلیه نظام های فکری دیگر ، می فرمایند: برخورد افراطی [با مقوله فرهنگ] از دو سو متصور است: یکی اینکه مقوله فرهنگ را مقوله ای غیر قابل اداره و غیر قابل مدیریت بدانیم . مقوله ای رها و خود رو که نباید وارد آن شددر مقابل، تفکر افراطی دیگری وجود دارد که سخت گیری خشن و نظارت کنترل آمیز بسیار دقیق است. این تفکر هم به همان اندازه غلط است.

نمی شود ما میدان را رها کنیم تا دیگران هرکاری که می خواهند بکنند. امروز همان کسانی که دم از آزادی و لیبرال بودن می زنند، پیچیده ترین و دقیق ترین و ظریفترین شیوه کنترل را بر روی فرهنگ کشورهای خودشان ، بلکه سراسر دنیا اعمال می کنند. (مقام معظم رهبرى ۱۳۸2)

بر این اساس اصلی ترین وظیفه متولیان فرهنگ، مهندسی و مدیریت فرهنگ بر اساس نظام فکری اسلام است. مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: … مجموعه ای لازم است که اینها را تصویر کند و بعد مثل دست محافظی هوای این فرهنگ را داشته باشد. نمی گویم به طور کامل کنترل کند؛ چون کنترل فرهنگ به صورت کامل نه ممکن است، نه جایز. اصلاً رشد فرهنگی با ابتکار و آزادگی و آزادی و میدان دادن به اراده هاست. (مقام معظم رهبرى ۱۳۸3)

نقشه مهندسى فرهنگى كشور

براى اين كه همه دستگاه ها وكاركردهاى آنان در جهت فرهنگ مطلوب سمت و سو بگيرد؛ نخست بايد نقشه مهندسى فرهنگى یا همان مدل فرهنگی ترسيم شود. مدل فرهنگی روشی است که بر مبنایی مشخص، به برنامه ریزی فرهنگی « قابلیت ارزیابی، امکان تصمیم گیری و قدرت کنترل و تصمیم بهینه » می دهد. تهيه اين نقشه وظيفه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است.

از سوی دیگر ضرورتی كه براى اجرايى شدن نقشه فرهنگى كشور وجود دارد؛ اعمال مديريت راهبردى فرهنگى است. مديريت راهبردى دو وظيفه عمده بر عهده دارد:

1-شاخص هاى روشن و مشخصى براى هدف فرهنگى مشخص كند ۲- نرخ موجود و نرخ هدف را تعيين كند. در اين مورد مقام معظم رهبرى مى فرمايند: بايد تاثير مجموعه كارهايى را كه انجام مى دهيم مشخص كنيم و بتوانيم بسنجيم كه خروجى كارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است.

مدل فرهنگی نظام رحمانی

اگر نظام فکری مورد پذیرش را اسلام فرض کنیم ؛ می توان مدل فرهنگی زیر را با اقتباس از شیوه مدیریت کلان خداوند بر جهان هستی، مدل فرهنگی برتر دانست که کاملاً اسلامی و منطبق با ویژگی های فطری انسان است. این مدل فرهنگی که از این پس آن را با عنوان نظام رحمانی می شناسیم ، از دو رکن اصلی تشکیل شده است :
الف
. رشد

رشد لغتی است که در اصطلاح اسلامی مترادف با واژه مدیریت و رهبری با تمام شمول آن به کار می رود. در اصطلاح عرفی، رشد صفتی است که به اندام بدن نسبت داده می شود. ولی در اصطلاح فقه اسلامی، رشد به نوعی بلوغ روحی اطلاق می گردد.به عنوان مثال گفته می شود کودک پس از بلوغ جسمی باید به حدی از بلوغ روحی برسد که بتواند مدیریت صحیحی بر اموال خود داشته باشد. به عبارت دیگر ، رشد عبارت است از « شایستگی و لیاقت برای نگهداری و بهره برداری صحیح از سرمایه های زندگی» .

قرآن کریم درباره پیامبر اکرم می فرماید : این پیامبر که در تورات و انجیل از او یاد شده چیزهای خوب را حلال می کند و بدی ها را حرام می سازد و بار سنگین را از دوش ها بر می دارد و غل ها را از مردم باز می کند.

این روش راهبردی پیامبر که نیروهای بسته را آزاد می کند و استعدادها را شکوفا می سازد و از ضعیف ترین افراد، قویترین ملتها را می سازد؛ مبتنی بر چند امر است:

  1. سرمایه های انسانی هر اجتماع، بزرگترین سرمایه های آنها است. اسلام به این سرمایه ها امیت فراوانی داده است.

  2. این سرمایه ها نیازمند اکتشاف و استخراج است.

  3. انسانها دارای قوانین خاص خود هستند و اگر بخواهیم برای آنان برنامه ریزی فرهنگی کنیم لازم است آنان را بشناسیم. به بیان دیگر، قوانین حاکم بر رفتار انسانی را باید همچون قوانین فیزیک و شیمی کشف کرد؛ نه وضع.

نکته دیگر اینکه قرآن کریم در سوره هود آیه 97 مدل حکومتی فرعون را رشید نمی داند. این در حالی است که فرعون از لحاظ فن آوری و پیشرفت در سطح بالایی قرار داشته است

از اینجا می توان مهمترین قواعد نظریه رشد را در موارد زیر برشمرد:

  1. صرف پیشرفت و افزایش تأثیر فرهنگی بر دیگران، نشانه رشد مدل فرهنگی نیست.

  2. لازمه مدل فرهنگی رشید، توجه ویژه به انسانها و ابعاد وجودی آنها است.

  3. مدل فرهنگی رشید، مدلی است که رشد مادی و معنوی انسانها را همزمان ارائه کند.

ب. رحمت

از آنرو که ارائه نقشه فرهنگی مطلوب، فرع بر شناخت انسان است و این ضعف شناخت توسط اندیشمندان مختلف، منجر به ارائه الگوهای غلطی شده است؛ لازم است برای دست یابی به الگوی صحیح، به نحوه مدبّریت خداوند بر جهان هستی مراجعه کنیم و اصول مورد نیاز برای مدل فرهنگی را از این منبع اقتباس کنیم. زیرا خداوند است که انسان را خلق کرده و طبیعتاً او را می شناسد و روش برنامه ریزی برای او را می داند.

این مدل فرهنگی مبتنی بر اصل رحمت است که به عنوان راهبردی ترین محور اعمال مدیریت خداوند شناخته می شود. ربوبیت خداوند که همان مدیریت و مدبریت اوست؛ بر اساس رحمت سابقه خداوند شکل گرفته و قواعد و اصول مدیریت اسلامی نیز باید بازتابی از رحمت واسعه الهی باشد.

بنابراین، طراحی نقشه فرهنگی باید به گونه ای باشد که مواردی همچون: برائت، کرامت و مغفرت که زیر مجموعه اصل رحمت هستند، در آن لحاظ گردد.

ارتباط مدیریت رحمانی و نظریه رشد:

باید گفت این دو نظریه اسلامی به ضمیمه یکدیگر، مدل فرهنگی اسلامی را ارائه می دهند. چه بسا بهترین بیان برای ارتباط میان این دو نظریه آن چیزی باشد که خداوند متعال در سوره کهف آیه 9 بیان می دارد : ” رَبَّنا آتِنا مِن لَدُنکَ رَحمَهً وَ هَیِّئ لَنا مِن أمرِنا رَشَدا ً” . پروردگارا ! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن و راه رشد را برایمان فراهم ساز.

با این بیان این دو نظریه در طول یکدیگر قرار می گیرند و قادر اند اصول مدل فرهنگی مورد نظر اسلام باشند.

در پایان اشاره به این نکته حائز اهمیت است که با توجه به آنکه حکومت انبیاء و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و آن دسته از امامانی که دارای حکومت بوده اند، در راستای مدبّریت خداوند متعال و برگرفته از الگوی مدیریتی او بر جهان هستی است؛ روش فوق الذکر قابل استفاده از روش این بزرگواران نیز می باشد. علاوه بر اینکه حکومت امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) نیز بر اساس همین روش وعده داده شده است.

به امید آن روز-میثم شریف اصفهانی

~ با M-Sharif در فوریه 9, 2008.

يك پاسخ برايش بگذاريد