سیره سیاسی اجتماعی امام سجاد(ع)-بخش دوم
بخش دوم: امام سجاد(ع) پس از نهضت عاشورا
امام زين العابدين(ع) در دوراني زندگي ميكردند كه همه ارزشهاي ديني توسط امويان تغيير كرده بود. ارزشهاي اسلامي جاي خود را به ضد ارزشها داده بود و مردم كم كم به اين وضعيت عادت كرده بودند. مهمترين ويژگيهاي جامعه اسلامي پس از واقعه عاشورا موارد زير است:
الف) برپايي جو رعب و وحشت:
هر چند پيش از واقعه كربلا نيز قتل و غارت و شكنجه و ظلم وجود داشت اما كشتن امام حسين(ع) و به اسارت گرفتن فرزندان پيغمبر توسط امويان نشان داد آنان هيچ حريمي را نگاه نميدارند و حاضراند براي حفظ حكومت خود هر جنايتي انجام دهند. جنايتهاي مثل واقعه حرّه، سركوبي توابين، حكومت جنایت بار حجاج و به آتش كشيدن كعبه، نمونههايي از وحشيگريهاي خاندان اموي است كه به طور طبيعي رعب و وحشت را در سرتاسر جامعه اسلامي پراكنده ميكرد. در اين دوران كار به جايي رسيده بود كه …براي حاكمان پذيرفتن كفر يك فرد، راحتتر از پذيرفتن شيعه بودن او بود.1 حاكمان شيعيان را به بدترين شكل ممكن قتل عام ميكردند و شهر كوفه كه مركز شيعيان بود، به محلي براي سركوبي آنان تبديل شده بود. بنابراين شيعيان واقعي يا در كربلا و نهضتهاي پس از آن كشته شده بودند و يا در آن شرايط سخت، امكان هيچ تحركي را نداشتند.
ب) انحطاط فكري:
پس از واقعه عاشورا، جامعه اسلامي دچار انحرافات فكري زیادی شد. براي مردم ظلم و ستم و دنياپرستي حاكمان عادي شد و آن را جزئي از حكومت ميدانستند. آنان امامت را نميشناختند و هدف اسلام و پيامبر اكرم(ع) را فراموش كرده بودند. كار به جايي رسيده بود كه بعضي از حاكمان، خليفه را برتر از پيامبر(ع) ميدانستند و از مردم ناراحت بودند كه چرا به جاي طواف كعبه، به دور قصر خليفه نميگردند.2
البته اين انحطاط فكري خود دو دليل عمده داشت: اول آنكه حاكمان افراد بي ديني بودند و به پرورش فكري مردم هيچگونه توجهي نداشتند و حتي براي حفظ منافع خود، بعضي از عقايد مسلمانان را تغيير ميدادند.3 دوم آنكه از زمان خليفه اول، نقل و گزارش احاديث پيامبر ممنوع شد.4 اين ممنوعيت که به مدت صد سال ادامه داشت باعث شد با گذشت زمان تعاليم پيامبر فراموش شود و گروه زيادي از مسلمانان، اسلام را از طريق بني اميه و به روشي كه به مصلحت حكومت بود دريافت كنند. علاوه بر اينكه در اين مدت بازار احاديث دروغ نيز رونق داشت و افراد حكومتي، هر سخني را كه ميخواستند به پيامبر نسبت ميدادند.5 امام سجاد(ع) در مورد اين وضعيت فرمودند:” نميدانيم با مردم چگونه رفتار كنيم؛ اگر آنچه از پيامبر خدا شنيدهايم را براي مردم بازگو كنيم، ميخندند و اگر سكوت كنيم، مجاز نيستيم.” 6
ج) فساد اخلاقي:
پس از واقعه عاشورا، جامعه اسلامي به تبعيت از دستگاه حكومتي، در فساد و فحشاء غرق شده بود. مجالس آواز خواني و رقص در همه جا برقرار بود و مكه و مدينه مركز خوانندهها و نوازندگان معروف شده بود.7
در همين دوران، زماني كه يكي از شاعران هرزه از دنيا رفت، در مدينه عزاي عمومي اعلام شد و مردم مدينه در كوچهها گريه ميكردند. در همين ميان عدهاي كنيزي را ديدند كه براي مرگ آن شاعر زار می گرید. كسي به آن كنيز گفت: ناراحت مباش در مكه شاعري هست كه به همان خوبي شعرهاي هرزه ميگويد. سپس يكي از شعرهاي او را نیز خواند. كنيز با شنيدن اين سخن اشكهاي خود را پاك كرد و گفت: خدا را شكر كه حرمش را از وجود چنين افرادي خالي نگذاشت.
د) فساد سياسي:
بزرگترين مشكل امام سجاد(ع) _ كه منشاء همه مشكلات ديگر بود _ فساد سياسي جامعه اسلامي بود. حكومت در دست افرادي بود كه در واقع مسلمان نبودند و به صراحت آن را اعلام ميكردند.8 حاكماني كه هدفشان تنها حكومت بر مردم بود و از نابود شدن اسلام، هراسي نداشتند. از سوي ديگر، بسياري از شخصيتهاي بزرگ نيز به دنبال به دست آوردن سهمي از حكومت بودند و تلاش ميكردند در اين وضعيت پرآشوب، منافعي را براي خود جمعآوري كنند.9
در چنين شرايطي كه همه گمان ميكردند تشيع به طور كامل از بين ميرود، امام سجاد(ع) كار تربيت و حفظ شيعيان را از صفر شروع كردند و اين مكتب را از يكي از سختترين دورانهاي حيات خويش عبور دادند. امام سجاد(ع) توانستند با حفظ و تقويت شيعيان، زمينه را براي فعاليت گسترده امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آماده نمايند.
از سوي ديگر با توجه به اينكه همواره اهل بيت با حاكمان بني اميه مخالف بودند و اين مخالفت در كربلا به اوج خود رسيده بود، امام سجاد مورد سوء ظن شديد امويان بودند. امويان تلاش داشتند تا امام را به قتل برسانند و كوچكترين حركتي از سوي امام، به كشته شدن آن حضرت و نابود شدن سلسله امامان شيعه منجر ميشد.10 بنابراين امام در تمام دوران امامت خود، از سپر “تقيه” استفاده كردند و همه فعاليتهاي خود را زير پوشش اين اصل سياسي انجام دادند.11
الف) عبادت و دعا:
در شرايطي كه جامعه پس از عاشورا به شدت به سوي انحراف و فساد متمايل شده بود و بني اميه عملاً اسلام را مورد تمسخر قرار داده بودند، امام سجاد(ع) ابزار دعا و عبادت را به عنوان الگوهاي فكري و عملي براي تربيت جامعه اسلامي انتخاب نمودند. آنگونه كه يكي از مهمترين دلايل شهرت امام و محبت او در ميان مردم، انتشار جملات زيباي امام سجاد(ع) در قالب دعا و عبادتهاي شگرف آن حضرت بود.12
عبادتهاي امام زين العابدين در حدي بود كه بزرگان شيعه و سني عقيده داشتند كسي با تقواتر از او وجود ندارد.13 امام به حدي سجده ميكردند كه آثار آن بر پيشانيشان ظاهر شده بود و مردم به آن حضرت لقب “ذي الثفنات” داده بودند.14 در هنگام وضو رنگ آن حضرت دگرگون ميشد و رعشه بر اندامش ميافتاد15 و در وقت نماز هيچ چيز توجه او را به خود جلب نميكرد.16 اين اقدامات امام تأثير زيادي در جامعه منحرف آن روزگار داشت و تحركي در جامعه براي بازگشت به سوي خدا و بندگي او ايجاد شده بود.
از سوي ديگر امام سجاد(ع) با استفاده از دعا، مفاهيم اعتقادي و سياسي مورد نظر خود را به مردم منتقل ميكردند. استفاده از قالب دعا براي انتقال معارف اهل بيت به اين دليل بود كه بني اميه را حساس نميكرد و مانع از فعاليت امام زين العابدين(ع) نميشدند.
در مجموعه ادعيهاي كه از امام سجاد(ع) نقل شده است گاه امام به صراحت مسائل اعتقادي همچون امامت را مطرح ميكردند17 و گاه به صورت ضمني و كنايهاي به جايگاه اهل بيت و ارتباط آن با پيامبر اكرم(ع) اشاره ميكردند. براي اين مطلب ميتوان به تكرار بسيار زياد «صلوات بر محمد و آل محمد» در دعاهاي آن حضرت اشاره كرد كه در برابر بدعت توهين به امام علي(ع) و اهل بيت، مورد توجه قرار گرفته است.
در اينجا اشاره به يك مورد فكري مناسب است. روزي امام سجاد(ع) در مدينه در مسجد رسول خدا بودند كه متوجه گروهي شدند كه در بحثهاي عقيدتي خود، خدا را به مخلوقات تشبيه ميكردند. امام سجاد(ع) از اين سخنان ناراحت شدند و به كنار قبر رسول خدا رفتند و دعايي خواندند كه در آن عقيده، به تشبيه رد ميشد و عقيده صحيح بيان ميگرديد.18
ب) تلاشهاي علمي امام سجاد(ع)
پيش از امامت امام سجاد(ع) احكام اسلام توسط حاكمان بني اميه به شدت تغيير يافته بود و اين تغييرات در زمان امامت آن حضرت نيز ادامه داشت. اين تغييرات باعث شده بود در زمان آن حضرت از مسلماني جز نامي باقي نماند و به اسم اسلام، هر كاري انجام شود.19
از سوي ديگر اعتقادات مسلمانان در زمان امام زين العابدين نيز اصلاً مطابق با اعتقادات مسلمانان در زمان پيامبر اسلام(ع) نبود. اين مسئله خود به دو بخش قابل تقسيم است. در ميان غير شيعيان، اعتقاداتي همچون اعتقاد به جبر، اعتقاد به تشبيه خدا به مخلوقات و مجموعه اعتقادات نادرست خوارج وجود داشت. در ميان شيعيان نيز عقيده غلات20 رسوخ پيدا كرده بود و گروهي از شيعيان كوفه به اين مسئله اعتقاد داشتند.
امام سجاد(ع) در برابر مشكلات عقيدتي گاهي از ابزار دعا براي انتقال عقايد صحيح استفاده ميكردند و گاهي به صراحت در برابر بعضي از عقايد سخن ميگفتند. سخنان امام سجاد(ع) بر ضد غلات، شاهدي بر اين ادعا است.21
امام زين العابدين(ع) براي زنده كردن احكام اصيل اسلام نيز روش خاصي را انتخاب كردند. آن حضرت احكام اسلامي را بوسيله نقل احاديث پيامبر(ع) از طريق امام علی(ع) ، به شيعيان آموزش ميدادند.22 با توجه به اينكه مقام علمي و فقهي امام سجاد(ع) به حدي بود كه همه دانشمندان شيعه و سني آن زمان اقرار ميكردند عالمتر از او كسي وجود ندارد؛23 اين روش فقهي مورد توجه و قبول مسلمانان و مخصوصاً شيعيان قرار گرفت به صورتي كه اولين قدمهاي ايجاد فقه شيعي در زمان امام سجاد(ع) برداشته شد و در زمان امام باقر و امام صادق(ع) گسترش پيدا كرد.24 این روش زمانی اهمیت پیدا می کند که بدانیم بعد از وفات پیامبر تا صد سال پس از آن به دلیل مسائل سیاسی، نقل احادیث آن حضرت ممنوع بوده است.
علاوه بر اين، امام سجاد(ع) به احكام صحيح اسلام عمل ميكردند و همين احكام را نيز به مسلمانان آموزش ميدادند.
ج) گريهها و عزاداريهاي امام سجاد(ع) :
پس از آنكه امام حسين(ع) براي اصلاح امت اسلامي و مقابله با حاكمان فاسد به شهادت رسيدند؛ ممكن بود نهضت آن حضرت دچار فراموشي يا تحريف شود. بنابراين پس از قيام امام حسين(ع) جرياني لازم بود كه اهداف آن قيام را حفظ نمايد و به عنوان الگويي به مسلمانان ارائه دهد.
علاوه بر اين به دليل فشارهاي سياسي كه از طرف بني اميه به شيعيان وارد ميشد، ياران اهل بيت عملاً در انزوا بودند و ممكن بود دچار تفرقه و نابودي شوند. امام سجاد(ع) براي مقابله با اين مشكل و همچنين حفظ دستاوردهاي قيام عاشورا، مجالس عزاداري امام حسين(ع) را تشكيل دادند و خود در آن به بيان ويژگيهاي قيام امام حسين(ع) پرداختند. اين مجالس كه بعدها محور تشكيلاتي شيعه شد بهانهاي بود تا شيعيان به دور يكديگر جمع شوند و انسجام تازهاي پيدا كنند. اهميت اين جلسات به حدي است كه امامان شيعه به آنها عنوان «جلسات زنده كردن مسائل اهل بيت» را دادهاند.25
د) امام سجاد و بردگان:
از زمان خليفه دوم به بعد با گسترش كشورهاي اسلامي، بردگان و كنيزاني از ايران، روم، مصر و كشورهاي افريقايي به جامعه مسلمانان راه يافتند. در زمان بني اميه بردگان كه “موالي” ناميده ميشدند به طبقهاي از اجتماع تبديل شدند كه سختترين كارها را انجام ميدادند و هيچگونه احترامي نيز نداشتند.26 اين مسئله باعث شده بود اهل بيت(ع) تلاش زيادي براي حفظ و تربيت موالي انجام دهند و جايگاه اجتماعي آنان را تقويت نمايند.
امام سجاد(ع) نيز همين روش را در پيش گرفتند. آن حضرت در حالي كه نيازي به برده نداشتند، آنها را ميخريدند. اين خريد تنها به هدف آزاد كردن آنها بود. آن حضرت هيچ بردهاي را بيش از يك سال نگاه نميداشت و حتي پس از آزادي، اموالي را نيز به آنها ميداد.27 گفته شده است امام سجاد(ع) نزديك به صد هزار نفر را آزاد كردند به صورتي كه در شهر مدينه، عده زيادي همچون يك لشكر از موالي آزاد شده امام حضور داشتند.28
اين تلاش امام علاوه بر فوايد ديني، تأثيرات سياسي نيز داشت. زيرا از يك طرف گروه زيادي از نزديك با شخصيت اخلاقي و ويژگيهاي جذاب امام سجاد(ع) آشنا ميشدند و به درستي احكام و عقايد اسلامي را فرا ميگرفتند و از سوي ديگر موالي آزاد شده امام، جمعيت بزرگ شيعهاي را درست كرده بودند كه به خوبي آموزش ديده بودند و تبليغات حكومتي و زرق و برق دنيا در آنها تأثير چنداني نداشت.
و) امام سجاد(ع)(ع) و تربيت مردم:
يكي از مهمترين اهداف امامان معصوم(ع) تربيت انسانهاي پاك و رشد معنوي جامعه است. امامان از هر فرصتي براي تربيت جامعه اسلامي استفاده ميكردند و در اين راه لحظهاي آرامش نداشتند. امام سجاد(ع) نيز همچون بقيه امامان، در اين راه تلاشهاي زيادي كردند. آن حضرت با صبر و بردباري در برابر ناداني بعضي از مردم و بخشش ظلمهايي كه گروهي از مسلمانان به آن حضرت ميكردند؛29 الگويي واقعي يك مسلمان را به مردم نشان ميدادند. آن حضرت در ميان مردم رفت و آمد ميكردند و با سخنان خود آنان را تربيت مينمودند. از بينوايان دستگيري ميكردند و به كمك افراد ضعيف ميشتافتند.30 اين تلاشها باعث شده بود مسلمانان الگويي واقعي براي رشد کردن و رسيدن به كمال در اختيار داشته باشند.
————————————————————-
پی نوشت …
1 . شرح نهج البلاغة؛ ابن ابي الحديد: 11/44؛ بحارالانوار: 44/69؛ اعيان الشيعه: 1/27.
2 . الناصح الكافيه: 106؛شرح نهج البلاغه؛ ابن ابي الحديد: 15/242؛ جواهر التاريخ: 2/241.
3 . در اين ميان ميتوان به عقيده به جبر، عقايد مرجعة، عقيده غلات و عقيده به تشبيه خدا به انسانها اشاره كرد.
4 معالم المدرستین : 2/44 ؛ المستدرک علی الصحیحین : 1/ 102 ؛ سیر اعلام النبلاء : 2/ 601
5 در این زمان تنها توسط 42 نفر از این افراد، تعداد 408684 حدیث به دروغ جعل شد و وارد مجموعه احادیث مسلمانان گردید. ر.ک. الغدیر : 5/288-290
6 . الكافي: 3/234؛ بحارالانوار: 46/142/25؛ مدينه المعاجز:4/359/104.
7 الاغانی : 8/354 و 2/226 ؛ نهایه الارب : 5/41
8 . شرح نهج البلاغه : 5/130؛ النصائح الكافيه: 124؛ وسائل الشيعه: 1/37.
9 . يكي از معروفترين اين افراد، محمد بن شهاب زهري است كه در ابتدا شاگرد امام سجاد(ع) بود و سپس به دستگاه حكومتي گرايش پيدا كرد. با توجه به اينكه زهري علاقه زيادي به امام سجاد(ع) داشت، امام سجاد(ع) به او نامه نوشتند و او را پند دادند. اما این نامه تاثیری در او نداشت تا آنجا که پس از مدتی به یکی از بزرگترین علمای درباری تبدیل شد و سابقه زیادی در جعل حدیث بر ضد اهل بیت پیدا کرد.
10 . كتاب الفتوح:5/123؛ ترجمه الامام الحسين؛ ابن سعد: 78؛ التمهيد: 9/157.
11 . تقيه يعني انسان براي حفظ جانش چيزي بگويد يا كاري را انجام دهد كه بر خلاف عقيده خودش است. اين ابزار كه شيعيان در طول تاريخ با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كردهاند در قرآن و روايات پيامبر(ع) ريشه دارد.(ر.ك: آل عمران: 28، نحل: 106؛ غافر: 28؛ صحيح بخاري: 8/38و 2/179؛ الجامع الصغير: 1/491 و3186 و …) البته اهل سنت به دليل در اختيار داشتن حكومت و داشتن آزادي كافي، هيچگاه نيازي به تقيه كردن نداشتهاند و تنها برای متهم كردن شيعه، اين حكم مسلم اسلامي را رد ميكنند.
12 . بيش از پنجاه دعا از امام سجاد (ع) در كتاب مشهور صحيفه سجاديه جمع آوري شده است. البته اين مقدار، فقط بخش كوچكي از دعاهاي آن حضرت است و هيچ كتاب ديگر نيز به دعاهاي امام سجاد(ع) اختصاص يافته است كه در برخي از آنها بيش از صد و هشتاد دعا وجود دارد. علاوه بر اين دعاهاي امام سجاد(ع) در كتب اهل سنت نيز وجود دارد. اين مسئله نشان ميدهد كه دعاهاي آن حضرت به صورت بسيار زيادي در جامعه آن روز نفوذ كرده بود.
ر.ك: الذريعه:15/18/95؛ شرح نهج البلاغه: 6/178 و 11/192 و …
13 . مناقب آل ابيطالب: 3/294؛ تاريخ الاسلام، ذهبي: 6/434؛ شرح احقاق الحق: 33/791.
14 . شرح نهج البلاغه؛ ابن ابي الحديد: 10/79؛ تفسير آلوسي: 26/125؛ مناقب آل ابيطالب: 3/304؛ تهذيب الكمال: 35/41.
15 . دعائم الاسلام: 1/158؛ شرح الاخبار: 3/258؛ مناقب آل ابيطالب: 3/290.
16 . يكبار در بين نماز، دست فرزند امام شكست. شكسته بند آوردند و دست بچه را در حالي كه فرياد ميزند، جا انداختند. تنها بعد از نماز بود كه امام متوجه دست فرزند خود شدند. روزي ديگر ماري در هنگام نماز به سمت آن حضرت آمد. اما امام هيچ حركتي نكردند و مار از ميان دو پاي آن حضرت عبور كرد.
ر.ک: شرح الاخبار: 3/263/1168؛ دعائم الاسلام: 1/158؛ شرح نهج البلاغه؛ ابن ابي الحديد: 10/159.
17 . به عنوان نمونه: پروردگارا! بر پاكان از اهل بيت محمد درود فرست. آن كساني كه براي حكومت برگزيدي و گنجينه علوم خود و حافظان دينت گردانيدي. آنان را خلفاي خود بر روي زمين و حجت خود بر بندگانت قرار دادي. آنان را با اراده خود از هر آلودگي و پليدي مبرّا ساختي و وسيلهاي براي رسيدن به تو و بهشت قرار دادي.
ر.ک:صحيفه سجاديه: دعاي 47 فقره 56 و دعاي 48 فقره 9 – 10، دعاي 34 و …
18 . إلهي بَدَت قُدرتُكَ و لم تُبد هيئةُ فَجهَلُوكَ و قَدَّروكَ بالتَّقديرِ عَلي غيرِ ما أنت بهِ شَبَّهوكَ و أنا بريءٌ يا إلهي منَ الّذين بالتَّشبيه طَلبُوكَ.
الارشاد: 2/152؛ كشف الغمه: 2/301.
19 . به عنوان نمونه: ر.ك: الكامل في التاريخ: 3/444؛ تاريخ الخلفاء؛ سيوطي: 200؛ الامامة و السياسة: 1/205 و …
20 . غلات به افرادي گفته ميشود كه عقيده به الوهيت پيامبر يا امامان داشته اند. این عقیده انحرافی در دین مسیحیت وجود داشته و در صدر اسلام نیز کسانی پیرو آن بوده اند.این افراد به الوهیت پیامبر یا امامان، حلول خداوند در آنها يا اتحاد خداوند با آنان عقيده دارند. امامان شيعه به شدت عقيده غلات را محكوم كرده و ضمن لعنت آنها، مسلمانان را از معاشرت با آنان بر حذر ميداشتهاند. البته گروهي از اهل سنت از اين عقيده انحرافي سوء استفاده كردهاند و بعضي از عقايد شيعيان مثل عصمت، رجعت، علم لدني امام و … را نيز به غلات نسبت دادهاند.
ر.ك: الامالي؛ طوسي: 650/1349 و 1350؛ تاج العروس: 8/194؛ مناقب آل ابيطالب: 1/226؛ بحارالانوار: 25/265/6 و 7.
21 . بحارالانوار: 25/288/44؛ المستدرك علي الصحيحين: 3/179؛ سير اعلام النبلاء: 4/389؛ البداية و النهاية: 9/122.
22 . تاريخ سياسي اسلام:2/549؛ المصنف؛ ابن ابي شيبه: 1/244.
23 . سير اعلام النبلاء: 4/387؛ شرح نهج البلاغه: 15/274؛ تهذيب الكمال : 20/387.
24 . در زمانهای بعد و با تاسیس مدارس بزرگ فقه شیعی، روش امام باقر و امام صادق(ع) نیز همین بوده است .
25 . بشارة المصطفي: 425/1؛ بحارالانوار: 44/282؛ مستطرفات السرائر: 626.
26 . به عنوان نمونه: ر.ك: الطبقات الكبري: 4/160؛ الفتنة الكبري: 72؛ البيان و التبيين: 2/250.
27 . زين العابدين؛ سيد اهل: 7-47 بنقل از : تاريخ سياسي اسلام:2/559.
28 . همان.
29 . شرح الاخبار: 3/260؛ كشف الغمه: 2/312؛ تاريخ مدينه دمشق: 41/394.
30 . كشف الغمه: 2/290-293؛ مناقب آل ابيطالب : 3/292؛ بحارالانوار: 46/88/77.



يك پاسخ برايش بگذاريد